جمعه پانزدهم خرداد 1388

سفر به تاجیکستان1

 

 تاجیکستان بهشت روی زمین است

 



تاجيكستان به دليل اشتراكات فرهنگي و زباني بسيار با ايران از اهميت ويژه‌اي براي ايرانيان برخوردار است و به همين دليل نسبتاً بيشتر از ساير جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته اتحاد جماهير مورد توجه گردشگران ايراني قرار مي‌گيرد.

اين كشور با وجود آن كه جزء فقيرترين جمهوري‌هاي شوروي است و به رغم مشكلاتي كه در ارائه خدمات مناسب به گردشگران دارد، به واسطه كوه‌هاي سر به فلك كشيده رشته كوه پامير، شهرهاي زيبا و كوچك، ابنيه تاريخي، مقبره مشاهيري مانند رودكي، و بيشتر از هر چيز صميميت و مهمان‌نوازي مردم‌اش، ارزش حداقل يك بار سفر را دارد.

پيش از هر چيز اگر با هواپيماي تاجيك‌ار كه شنبه‌ها از تهران به دوشنبه مي‌رود به تاجيكستان سفر كنيد، مطمئناً پس از فرود چند دقيقه‌اي را صرف شكرگزاري از اين كه سالم به زمين رسيده‌ايد، خواهيد كرد.

بيرون فرودگاه تاكسي‌هاي زيادي در انتظار مسافران به سر مي‌برند، اما ممكن است زماني كه بخواهيد با يكي از آن‌ها به شهر برويد براي كرايه از شما 10 دلار درخواست كنند كه اين حداقل سه برابر نرخ متعارف است. اگر اسباب و اثاثيه شما زياد نباشد مي‌توانيد يكي از «ميكرو آوتوبوس»هاي خط 8 را سوار شويد كه در واقع تويوتا استيشن‌هايي هستند كه در ازاي دريافت 1 يا 2 ساماني (هر 100 دلار معادل تقريباً 366 ساماني و هر ساماني حدوداً 2800 ريال است) شما را تا ميدان عيني كه مركز شهر دوشنبه به حساب مي‌آيد مي‌رسانند.

دكه و باجه‌هاي تبديل ارز تقريباً همه جاي دوشنبه به چشم مي‌خورند، پس نگران تبديل پول هم نباشيد.

اولين چيزي كه مسلماً براي يك مسافر مهم است پيدا كردن محل اقامت است. همان طور كه قبلاً هم ذكر شد، خدمات گردشگري در تاجيكستان از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست. در دوشنبه شما مي‌توانيد حداكثر سه يا چهار هتل ستاره‌دار پيدا كنيد كه البته نبايد از اين كه نام ستاره‌دار را مي‌شنويد چندان متوقع شويد.

اين هتل‌ها عبارتند از هتل دوشنبه، جنب ميدان عيني، هتل وخش در خيابان رودكي مقابل تئاتر عيني، و هتل اوستا در شمال خيابان رودكي و مقابل شعبه بانك تجارت ايران در دوشنبه.

در هتل وخش مي‌توانيد در اتاق‌هاي 35 دلاري و 50 دلاري (هزينه اقامت هتل از خارجي‌ها به دلار دريافت مي‌شود و بسيار گران‌تر از نرخي است كه خود تاجيك‌ها مي‌پردازند)، در هتل دوشنبه اتاق‌هاي 50 دلاري و 75 دلاري و در هتل اوستا اتاق‌هاي 75 دلاري، 90 دلاري و 110 دلاري اقامت كنيد. مطمئن باشيد كه از لحاظ در اختيار داشتن فضاي كافي با مشكل مواجه نمي‌شويد، چرا كه بعضي از اتاق‌هاي هتل‌ها به بزرگي يك آپارتمان هستند، اما هر قدر هم پول بيشتري بپردازيد، نبايد چندان درباره مسايلي نظير آب گرم و حمام قابل استفاده و خدمات اتاق نظير عوض كردن ملافه‌ها توقع داشته باشيد يا انتظار داشته باشيد كه مخزن سيفون دستشويي در مدت زماني كم‌تر از يك ساعت و نيم پر شود.

اما در كنار اين هتل‌هاي گران‌قيمت و نه‌چندان مجهز انتخاب ديگري نيز داريد. بسياري از اهالي تاجيكستان آپارتمان‌ها يا اتاق‌هايي را براي اجاره به خارجي‌ها آماده كرده‌اند و شما مي‌توانيد با صرف كمتر از نيمي از هزينه هتل، با هزينه‌اي بين 20 تا 25 دلار براي هر شب، يك آپارتمان كامل با تمام امكانات كرايه كنيد. تنها مساله‌اي كه در اين بين بايد مورد توجه قرار گيرد مساله امنيت اين ساختمان‌هاست. به همين منظور كافي است به چند نكته توجه كنيد. اول سعي كنيد اين خانه‌ها را از اشخاصي كه محل كار مشخصي دارند كرايه كنيد، مثلاً بسياري از كارمندان هتل‌ها يا خود از اين آپارتمان‌ها كرايه مي‌دهند يا تعدادي از آن‌ها را سراغ دارند. دوم دقت كنيد كه در آپارتمان حتماً از داخل چفت داشته باشد، به نحوي كه وقتي از داخل آن را چفت مي‌كنيد كسي نتواند از بيرون وارد شود. به عنوان آخرين نكته نيز به ياد داشته باشيد كه هر زمان كه از آپارتمان خارج مي‌شويد تمام پول، مدارك و اشيا ارزشمند خود را همراه ببريد.

اما جاذبه‌هاي شهر دوشنبه: شايد بتوان مجسمه‌هاي متعدد شهر دوشنبه را اولين جاذبه گردشگري شهر دوشنبه برشمرد. ساخت مجسمه‌هاي عظيم‌الجثه كه ميراث دوران سايوزي (سايوز در زبان روسي به معناي اتحاد است و مردم تاجيكستان اغلب از اين واژه يا واژه سوويتي براي اشاره به دوران حكومت كمونيستي استفاده مي‌كنند) است هم‌چنان در تاجيكستان رونق دارد و مجسمه‌هاي عظيم كه در ميادين مختلف شهر نصب شده‌اند، به عنوان آثار ساخت سيستم حكومتي، كوچكي و حقارت شما را در برابر سيستم حاكم به شما يادآور مي‌شوند.

اولين و مشهورترينِ اين مجسمه‌ها مجسمه امير اسماعيل ساماني است كه در خيابان رودكي، ميدان ساماني، روبه‌روي پارلمان تاجيكستان نصب شده است. لايه خارجي اين مجسمه 13 متري كه در سال 1999 در سن‌پيترز بورگ ساخته شده از جنس برنز است. اين مجسمه در حالي كه عصاي هفت ستاره سلطنتي ساماني را به دست دارد، رو به پارلمان و در آستانه دروازه‌اي 55 متري ايستاده است كه بالاي آن تاجي عظيم و برنجي به عنوان نماد تاج سلطنتي سامانيان نصب شده است. در دو سوي پلكان عريضي از سنگ گرانيت قرمز كه به اين مجسمه منتهي مي‌شود دو شير سنگي به حالت نشسته، نگهبانان امير ساماني هستند. پشت مجسمه فضاي بزرگ پارك‌مانندي وجود دارد كه فواره‌هاي متعدد در طول آن، هنگام باز بودن جلوه خاصي به آن مي‌بخشند. در اين قسمت يك نقشه سنگي از امپراتوري دوران ساماني نيز روي زمين ساخته شده است. در فضاي زير سكوي مجسمه نيز يك «آثارخانه» (موزه) كوچك درست شده است.

مجسمه رودكي در ميداني به همين نام در منتهي‌اليه شمال شهر دوشنبه، روبروي دانشكده كشاورزي نصب شده است. اين مجسمه سنگي كه روي يك سكوي 6 متري قرار دارد، در محوطه‌اي خاكي وسط اين ميدان پرت و دورافتاده كمي مهجور مانده است.

مجسمه فردوسي نيز كه در جنوب غربي شهر دوشنبه جنب بازار سخاوت و برِ خياباني به نام فردوسي نصب شده است نمادي ديگر از پيوندهاي تاريخي و فرهنگي ايران و تاجيكستان است. زير اين مجسمه نام «حكيم ابولقاسم فردوسي» به رسم‌الخط فارسي نوشته شده است.

مجسمه ابوعلي سينا روي سكويي قرار دارد كه زير آن پنج كتاب به نشانه كتاب‌ها و آثار ارزنده او از قطعه سنگ زير مجسمه تراشيده شده‌اند. اين مجسمه در قسمت غربي شهر دوشنبه و برِ خيابان ابن سينا نصب شده است.

مجسمه صدرالدين عيني يكي از زيباترين مجسمه‌هاي دوشنبه است. اين مجسمه در ميدان عيني در مركز شهر دوشنبه و مقابل موزه كمال‌الدين بهزاد كه در حقيقت آثارخانه ملي تاجيكستان و يكي از جاذبه‌هاي توريستي اين شهر است نصب شده است. پيكره اين نمايشنامه‌نويس تواناي تاجيك دست بر عصا روي سكويي وسط ميدان ايستاده است، در حالي كه شخصيت‌هايي كه او خلق كرده در هيات پيكره‌هاي كوچك‌تري در اطراف ميدان و در صحنه‌هايي از نمايشنامه‌هاي او، در غل و زنجير يا در حالي كه دست بر ستون‌هاي سنگي گذاشته‌اند، ظاهر شده‌اند.

علاوه بر اين‌ها پيكره‌هاي متعدد ديگري نيز از شخصيت‌هايي نظير لنين، باباجان غفوروف (مورخ و قوم‌شناس)، تورسون‌زاده (داستان‌نويس)، و ساير شخصيت‌هاي تاجيك و روس در نقاط مختلف دوشنبه نصب شده است.

اما موزه بهزاد كه به طور مختصر به آن اشاره شد نيز يكي از جاذبه‌هاي اين شهر است. ساختمان اين موزه با برج ساعت و درهاي منبت‌كاري‌شده زيبايي خاصي دارد. بازديدكنندگان اين موزه مي‌توانند از آثار هنري مدرن تاجيكستان تا نقاشي‌هاي قديمي، آثار باستاني، مشاغل سنتي، دست‌آوردهاي صنعتي، تاريخ طبيعي، و تاريخ علوم تاجيكستان را در اين موزه بيابند.

ساختمان كتابخانه ملي تاجيكستان در خيابان رودكي يكي ديگر از ديدني‌هاي دوشنبه است. نماي بيروني اين ساختمان با تنديس شخصيت‌هاي مختلف روس، تاجيك، و ايراني تزئين شده است.

تئاترهاي متعدد دوشنبه از ديگر جنبه‌هاي توريستي اين شهر هستند. اين شهر كه تنها 602 هزار نفر جمعيت دارد بيش از 5 سالن تئاتر بزرگ دارد كه از آن جمله مي‌توان به سالن تئاتر، اپرا و باله بسيار بزرگ و مجلل عيني در خيابان رودكي، تئاتر درام روسي ماياكوفسكي در خيابان رودكي، تئاتر لاهوتي، سالن تئاتر جوانان به نام وحيدف، و مجموعه سالن‌هاي كنسرت و نمايش فيلمي به نام باربد در خيابان تورسون‌زاده اشاره كرد. در ضمن اگر فرصت و علاقه داريد مي‌توانيد به تماشاي يكي از باله‌هايي برويد كه گروه‌هاي هنري تاجيك و روس اجرا مي‌كنند. معمولاً بهترين باله‌ها در سالن عيني برگزار مي‌شوند، اما پيش از خريد بليت سعي كنيد اگر روسي بلد نيستيد چند كلمه‌اي ياد بگيريد، چرا كه بيشتر كاركنان تئاتر روس هستند و فارسي نمي‌دانند و در نتيجه ممكن است شما به جاي نمايش باله باشكوه از يك كنسرت موسيقي پاپ تاجيك كه تنها آلت موسيقي در آن كي‌برد است سر در آوريد.

اما اگر دقت كرده باشيد بسياري از جاذبه‌هاي شهر دوشنبه در خيابان رودكي قرار دارند. اين بلوار عريض كه در واقع خيابان اصلي شهر دوشنبه است خود نيز يكي از جاذبه‌هاي توريستي دوشنبه به شمار مي‌آيد. شما كه به دوشنبه سفر مي‌كنيد مي‌توانيد در برنامه سفر خود نصف روز را به پياده‌روي در اين بلوار اختصاص دهيد و مطمئن باشيد كه خسته نخواهيد شد. اين بلوار سه پياده‌روي عريض در دو سمت و در وسط بلواري با عرض تقريباً 4 متر دارد. در پياده‌روي مياني در فواصل مختلف و در محيطي مشجر نيمكت‌هايي گذاشته شده كه مي‌توانيد روي آن‌ها استراحت كنيد. درختان چنار، بلوط، و كاج‌هاي تنومند همراه ساختمان‌هاي زيبا و رنگارنگ با رنگ‌هاي شادي مانند آبي، صورتي، سرخابي، و غيره به اين خيابان جلوه‌اي بسيار زيبا داده‌اند. زيرگذرهاي اين خيابان مملو از گل‌فروش‌هايي است كه گل‌هاي خود را در سطل‌هاي فلزي براي فروش عرضه مي‌كنند و نوازندگاني كه با نواختن گيتار يا آكوردئون و خواندن آوازهاي زيباي روسي پاي رهگذران را براي چند دقيقه‌اي سست مي‌كنند و آن‌ها هم در عوض چند ساماني در كلاه نوازنده دوره‌گرد مي‌گذارند.

در كنار خيابان رودكي رستوران‌هاي خوبي نيز پيدا مي‌شود. در ادامه اين راهپيمايي مي‌توانيد نهار يا شام را در رستوران اوراسيا كه يكي از بهترين رستوران‌هاي دوشنبه است، در محيطي دنج و دوستانه با موسيقي زنده روسي كه نواي آكوردئون آن را همراهي مي‌كند، صرف كنيد يا براي يك نوشيدني و كمي استراحت به بار هتل اوستا يا جورجين‌كافه (كافه گرجي) سري بزنيد. البته لازم نيست نگران هزينه‌ها باشيد، چرا كه نرخ رستوران‌ها و كافه‌ها در تاجيكستان كلاً بسيار ارزان است.

در صورتي كه مايل باشيد مي‌توانيد از يكي از خيابان‌هاي فرعي كه رودكي را به خيابان موازي آن، تورسون‌زاده، وصل مي‌كند، به خيابان تورسون‌زاده برويد و از رستوران‌هاي محلي تاجيك كه بيشتر كباب مخصوص تاجيكي سرو مي‌كنند لذت ببريد، اما توجه داشته باشيد كباب تاجيكي دنبه و ادويه زيادي دارد كه قسمت عمده ادويه آن را زيره تشكيل مي‌دهد. ضمناً در اين رستوران‌ها فراموش نكنيد كه سالاد هويج را هم امتحان كنيد كه مخلوطي از هويج رنده شده، سبزيجات خرد شده، سير و آب‌ليموست.

اما از تمام جاذبه‌هاي داخل دوشنبه كه بگذريم، اطراف دوشنبه نيز اماكن ديدني بسياري وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به دره ورزاب و منطقه تاريخي حصار اشاره كرد. دره ورزاب كه در حدود 80 كيلومتري شمال دوشنبه واقع شده منطقه‌اي است ييلاقي كه براي بازديد و گشت و گذار در طول تابستان كه هواي دوشنبه بسيار گرم مي‌شود مناسب است، اما در سه فصل ديگر سال بسيار سرد است. منطقه حصار نيز در 35 كيلومتري غرب دوشنبه قرار دارد و منطقه‌اي است تاريخي با قدمتي بيش از 2500 سال. در اين ناحيه شما ضمن بازديد از قلعه حصار كه به قرن دوازدهم ميلادي تعلق دارد، مدرسه قديمي شهر كه امروز به يك موزه ديدني تبديل شده است، و مدرسه جديد و كاروانسراي باستاني و غيره از مناظر طبيعيِ چراگاه‌هاي اين منطقه لذت ببريد.

علاوه بر همه اين‌ها در شمال منطقه وحدت كه در 17 كيلومتري شرق دوشنبه واقع شده است، زمين ويژه‌اي براي برگزاري مسابقات بزكِشي وجود دارد كه هر هفته روزهاي جمعه اين مسابقات در آن برگزار مي‌شود.

در كل، تاجيكستان محل درآميختگي غرب و شرق است. اين كشور به رغم محيط جغرافيايي و ريشه فرهنگ شرقي، در طول دوران كمونيستي تحت تاثير فرهنگ غربي البته از نوع روسي آن بوده و با مهاجرت روس‌ها اين شق خاص از فرهنگ غربي در بافت جامعه‌اش تنيده شده و در حقيقت به تركيبي از شرق قديم و غرب ميانه قرن بيستم تبديل شده و گويي در همان حال منجمد شده است. تاجيكستان مظهر تمام زيبايي‌هايي است كه در گذشته از دست داده‌ايم و اكنون با ديدي نوستالژيك به آن‌ها نگاه مي‌كنيم و شايد به همين خاطر است كه هنگام بازگشت از اين كشور به رغم تمام ناملايماتي كه ناشي از فقدان امكانات مناسب است، باز هم مي‌خواهيم بار ديگر به ديدار اين سرزمين آشنا و اين مردم خون‌گرم برويم.

 

شاه همدان در ختلان

 

میرسیدعلی همدانی که در برخی منطقه ها با نام های شاه همدان و امیر کبیر نیز شناخته می شود، در تاجیکستان عهد شوروی چهره ای شناخته شده نبود.

 

. تنها مردمی که در حوالی آرامگاه این صوفی طریقت کبراوی در جنوب تاجیکستان زندگی می کردند، از زندگی و کارهای او داستان هایی می گفتند و به زیارت مزارش می رفتند.

پس از فروپاشی شوروی بود که نام میر سید علی همدانی سر زبان ها افتاد، در باره اش مطالب فراوانی منتشر شد و حتا اسکناس ده سامانی تاجیکستان با تصویری خیالی از او منقش شد.

سید علی همدانی در اوایل سده چهاردهم میلادی در شهر همدان ایران به دنیا آمد، قرآن را فرا گرفت و به طریقت کبراوی پیوست و پس از چندی رهبر این طریقت شد. او تحت پیگرد تیمورلنگ سمرقند را با حدود هفتصد مریدش به قصد کشمیر ترک کرد.

لقب "شاه همدان" به او در کشمیر داده شد و تا کنون در کشمیر از او با همین نام یاد می کنند. "خانقاه مولا" یا زیارتگاه "شاه همدان" در کنار رود جهلم کشمیر همچنان از دیدنی های عمده آن سرزمین است و مخلصان زیاد سید علی همدانی همه روزه در آن حضور دارند.

گذشتگان بیشتر این زایران توسط میر سید علی همدانی و مرشدان او به مذهب اسلام هدایت شده اند. پیشینیان بسیاری از مردم منطقه ختلان تاجیکستان نیز که مقبره سید علی همدانی همان جا واقع است، به دعوت او  به طریقت کبراوی جذب شده بودند.

سید علی همدانی در شهر کنر افغانستان کنونی درگذشت و بنا به وصیت او پیکرش در منطقه ختلان به خاک سپرده شد که اکنون شهر کولاب تاجیکستان در آن است.

 امروزه گسترش بسیاری از هنرهای قرون وسطایی در منطقه کشمیر را با نام سید علی همدانی پیوند می دهند؛ هنرهایی مانند شالبافی، بافندگی، سفالگری و خوش نویسی از بازمانده های میراث "شاه همدان" و هفتصد همراه هنرمند او به شمار می آید.

علامه اقبال لاهوری، شاعر پارسی گوی شبه قاره، در جاویدنامه خود قطعه ای دارد زیر عنوان "زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری" که در آن نام سید علی همدانی را به عنوان کسی که از کشمیر هند "ایرانی صغیر" ساخت، جاودانه کرده است:

سید السادات، سالار عجم
دست او معمار تقدیر امم
تا غزالی درس ﷲ هو گرفت
ذکر و فکر از دودمان او گرفت
مرشد آن کشور مینو نظیر
میر و درویش و سلاطین را مشیر
خطه را آن شاہ دریا آستین
داد علم و صنعت و تهذیب و دین
آفرید آن مرد، ایران صغیر
با ھنر های غریب و دلپذیر
یک نگاہ او گشاید صد گرہ
خیز و تیرش را به دل راهی بدہ

مسلما، غالبا مسلمانان اند که در حمد و ستایش میر سید علی همدانی داد سخن می دهند، در حالی که هندوهای کشمیر با انتشار نوشته هایی در باره این شخصیت مذهبی و تاریخی او را به هندوستیزی متهم می کنند و به عنوان دلیل نکاتی را از رساله "ذخیره الملوک" وی نمونه می آورند که کتابی است اندر آداب دولتداری.

در این کتاب از جمله به شاهان مسلمان اندرز شده است که بازسازی نیایشگاه های "بت پرستان" را روا نبینند و از نامسلمانان خواسته شده که به محض ورود مسلمانان به ساختمانی آن ساختمان را ترک کنند و لباسی متفاوت از پوشش مسلمان ها به تن داشته باشند و سلاحی در اختیارشان نباشد و گوشت خوک نخورند و بر سر مردگانشان با صدای بلند شیون نکنند و غیره.

اما در تاجیکستان که میزبان تربت سید علی همدانی است، از این رساله و شایست و ناشایست های آن صحبتی نیست. مردم این کشور بیشتر از میر سید علی همدانی با نام "حضرت امیرجان" یاد می کنند و به طور روزافزون برای نذر و نیاز به آرامگاه او می روند.

برخی در کنار مزار سید علی همدانی دام قربانی می کنند تا حاجتشان برآورده شود.

در باره این شیخ صوفی در تاجیکستان روایات فراوان است. پژوهشگران هم بیش از پیش به تحقیق و تصحیح این روایت ها می پردازند.

حاتم عصا زاده، یک پژوهشگر تاجیک، می گوید: "سال ۱۳۷۴ میلادی، یک سال پس از ورود میر سید علی همدانی به شهر کولاب، پسرش سید محمد به دنیا آمد. وی دخترش 'ماه خراسان' را در همین منطقه به یک جوان محلی که خواجه ابو اسحاق بود به زنی داد."

هم اکنون در شعبه آثار خطی پژوهشگاه خاورشناسی فرهنگستان علوم تاجیکستان بیش از ۵۶ عنوان رساله علی همدانی محفوظ است و همچنین چند کتاب او در کتابخانه فردوسی موجود است.

معروف ترین اثر میر سید علی همدانی در تاجیکستان بیت های زیر است که روی اسکناس ده سامانی این کشور آمده است:

هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یار باد
هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد
هر که اند راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی از باغ وصلش بشکفد بی خار باد
در دو عالم نیست ما را با کسی گرد و غبار
هر که ما را رنجه دارد، راحتش بسیار باد

تورسون زاده

میرزا ، شاعر معاصر تاجیک . در 1329/ 1911 در روستای قره داغ در شهرستان حصار تاجیکستان به دنیا آمد. پدرش ، استاتورسون ، درودگر بود (معصومی ، ص 5 ـ6). تورسون زاده در 1336/1918 مادرش را از دست داد (همان ،ص 6). در شش سالگی به مکتب رفت و تا 1304ش /1925 در مدرسة جدید درس خواند. سال بعد به شهر دوشنبه رفت و در 1306ش /1927 از نخستین آموزشگاهِ آموزگاری تاجیکستان فارغ التحصیل شد. سپس به تاشکند رفت و در آنجا با آثار سعدی ، نظامی ، حافظ ، عینی ، لاهوتی وپیرو سلیمانی آشنا شد. در 1309ش / 1930 دورة تحصیلی دانشگاه آموزگاری تاجیکی را به پایان برد و به دوشنبه بازگشت  
او در دوشنبه در دفتر روزنامة جوانان تاجیکستان مشغول به کار شد و نخستین محفل شاعران تاجیک را نیز تشکیل داد. در 1313 ش / 1934، به عضویت کانون نویسندگان تاجیکستان در آمد و مدتی در تئاتر شهر خجند مشاور ادبی شد. در 1325 ش / 1946، رئیس کانون نویسندگان گردید و تا پایان عمر در همین سِمَت باقی ماند. وی در 1331 ش / 1951 برای عضویت در فرهنگستان علوم تاجیکستان انتخاب گردید
تورسون زاده در 1326 ش / 1947 به هندوستان سفر کرد و برداشت شاعرانة خود را در سلسله اشعارِ قصة هندوستان یان نمود. این سفرنامه هم در شکل و هم در معنا پدیده ای نو بود. او در این کتاب درد و رنج مردمان شبه قارة هندِ تحت سیطرة انگلیس را به تصویر کشید و قالب ادبی سلسله اشعار، قالبهای گوناگون شعری با موضوع یگانه ، را در قلمرو ادبی شوروی بنیان گذاشت . دومین سلسله اشعار او به نام من از شرق آزاد شرح سفر او به پاکستان (1328 ش / 1949) است . وی بارها به ایران سفر کرد و در مطالبی که پس از بازگشت چاپ کرد، ایرانیان و استقبال گرمشان را ستود

تورسون زاده در 1327 ش / 1948 جایزة ادبی استالین ، در 1339ش /1960 جایزة ادبی لنین ، در 1342ش /1963 جایزة ادبی رودکی ، در 1346ش / 1967 جایزة جهانی ادبی ـ فرهنگی جواهر لعل نهرو و در 1351ش / 1972 جایزة ادبی جمال عبدالناصر را گرفت .حکومت شوروی با عنوانهای افتخاریِ «نویسندة مردمی تاجیکستان »(1340ش / 1961) و «قهرمان کار سوسیالیستی » (1346ش /1967) از او تقدیر نمود  وی همچنین در هیئت دولتی جایزة استالین و جایزة لنین عضویت داشت .

او از دورة دوم تا نهم در مجلس اتحاد جماهیر شوروی سابق ، نمایندة مردم بود (سیف اللّه یف ، 1983، ص 12ـ 17؛ د. تاجیکی ، همانجا) و از 1336ش / 1957 ریاست کمیتة شوروی هم صدایی با آسیا و افریقا را بر عهده داشت .وی درهمایشهای هواداران صلح در دهلی (1325ش / 1947)، پاریس (1328 ش / 1949)، وین (1334 ش / 1955) و استکهلم (1336ش / 1957) حضور یافت و در دفاع از حقوق مردم مظلوم دنیا سخنرانی کرد
تورسون زاده پس از سالها خدمت به فرهنگ و ادب مردم تاجیک ، در 1356 ش / 1977 درگذشت . آرامگاهش در دوشنبه ، در شهرک لوچاب ، واقع است . تاجیکها، پس از مرگش ، عنوانِ «قهرمان تاجیکستان » را به او دادند و شهر ریگر را به نام او نامگذاری کردند.

وی از هشت سالگی شعر می گفته و آثار فراوانی خلق کرده است . صدای آسیا، قصة هندوستان ، من از شرق آزاد، چراغ ابدی ، حسن ارابه کش ، پسر وطن ، جان شیرین و دختر مقدّس همه از آثار ماندگار اوست .

تورسون زاده راهنما و پرورش دهندة شاعران و نویسندگان محیط ادبی تاجیکستان نیز بود. وی در مدت ده سال خبرنگاری ، با رفت وآمد میان مردم ، آثار شفاهی آنها را جمع آوری کرد و در 1318 ش / 1940 با نام نمونة فولکلوریک تاجیک با همکاری بلدرف * به چاپ رساند. دیگر آثار او در آن مدت عبارت اند از: نمایشنامه های حکم (1312 ش / 1933) و خسرو و شیرین (1315 ش / 1936) که نمایشنامة اخیر با همراهی عبدالسّلام دهاتی نوشته شده بود؛ نگارش متن نخستین اپرای ملی تاجیکی به نام شورش واسع (1315 ش / 1937) در بارة واسع بَلْجُوانی (تاریخ شورش او: 1303/ 1885)، قهرمان ملی تاجیکستان ؛ نگارش متن اپراهای طاهر و زهره (1321 ش / 1943) و عروس (1324 ش / 1945)؛ ترجمة آثاری از پوشکین و نکراسوف و شفچنکو ؛ و حکایات و اشعار و مقالات ادبی در بارة شناخت ادبیات (همان ، ص 258، 432، 435، 437، 445، 451؛ د. تاجیکی ، ج 7،ص 455). وی با سینما نیز همکاری داشته ، از جمله متنِ سرودهای فیلم «من با دختری وا خوردم » (تاریخ ساخت فیلم : 1336 ش /1957) نوشتة اوست

نخستین کتاب تورسون زاده ، پرچم ظفر نام داشت که مشتمل بر دو شعر و ده حکایت و یک رساله بود. این کتاب در1311 ش /1932 با پیشگفتار حسین زاده و ویرایش الغ زاده چاپ شد (عباداللّه یف ، ص 4). از این زمان تورسون زاده شعر و شاعری را جدّیتر دنبال کرد و هم از حیث محتوا و هم از حیث صورت به موفقیتهایی رسید. در آن زمان در محیط ادبی تاجیکستان دو دسته شاعر وجود داشت : اکثریتِ سنّتی ، مثل ذوفرخان جوهری ، احمدجان مخدوم حمدی ، میرحیدر سرور و محمدجان رحیمی ؛ و اقلیتِ نوپرداز مانند پیرو سلیمانی * و حبیب یوسفی . تورسون زاده بتدریج از دستة دوم پیروی کرد.

راه دشوار شاعری تورسون زاده را به دو مرحله می توان تقسیم کرد: از ابتدا تا 1335ش / 1956 و بعد از آن . سروده هایش در دورة یکم به لحاظ معنا و مضمون اندکی سطحی و از نظر هنری خام بودند. در دهة 1310 ش / 1930 که حکومت ، شاعران و نویسندگان را به ستایش از حکومت شوروی وادار می کرد، تورسون زاده نیز به ستایشهای مبالغه آمیز روی آورد، ولی به جای تکرار سخنان معاصرانش کوشید تا نظرهای خود را با شرح زندگی مردم پیرامون خود مطرح کند. از دهة 1330/1950 به بعد نیز بیشتر کوشید در خودشناسی مردمش سهیم باشد

از مضامین عمده اشعار تورسون زاده جایگاه زن است . او از حُسن و جمال زنان تا نقش آنان در تربیت فرزندان و حیات سیاسی جامعه سخن گفته است . وی در مثنوی جان شیرین ، سرنوشت زنان تاجیک را با مردم مظلومِ دیگر سرزمینهای استعماری مقایسه کرده است (سیف اللّه یف ، 1983، ص 224ـ 244، 328، 336). دیگر مضمون مهم اشعار او دوستی خلقهاست . وی در آثاری همچون پسر وطن ، قانون برادری ، به برادران قزاق و دوستان را گم مکن ! فضیلتهای دوستی و برادری را برشمرده است (همان ، ص 204، 208، 210، 219، 355ـ 363). در این اشعار او انسانها را به دو گروه زحمتکش و استثمارگر تقسیم کرده و دفاع از مردم زحمتکش دنیا را موضوع اصلی اشعار خود قرار داده است . تلاشهای ظلم ستیزانة او محدود به تاجیکستان نبود و با اینکه تا پایان عمر نسبت به هم میهنانش وفادار ماند (دورانوف ، ص 3)، در مورد موضوعات و رویدادهای خارج از مرزهای تاجیکستان نیز بی اعتنا نبود و به جمهوریهای دیگر شوروی و نیز هندوستان توجه داشت (جعفرلی ، ص 112). موضوع اصلی اشعار تورسون زاده ، مسائل آسیا و بویژه کشورهای شرق آن است
با اینکه تورسون زاده در انواع قالبهای سنّتی ، مانند غزل و رباعی و دوبیتی و مثنوی و قطعه ، شعر سروده است ، شاعری نوپرداز شمرده می شود. با این حال وی در اشعار نو خود همواره از ویژگیها و امکانات شعر سنّتی ، نظیر قافیه و صنایع ادبی ، نیز استفاده کرده است . به عقیدة چنگیز آیتماتوف ، رمان نویس معاصر قرقیز، تورسون زاده با استفادة ماهرانه از انواع قالبها، بویژه رباعی و دوبیتی ، به ادبیات خلقهای دیگر و به شعر نو شوروی خدمت کرده است (آیتماتوف ، ص 111). او در شعر خود در همه حال به شاعران بزرگی چون حافظ اقتفا کرده است (عبید رجب ، ص 136). نشانه ای از طبع شاعرانة تورسون زاده این است که به هنگام ضرورت ، قافیه و ردیف را ناگهان تغییر می دهد، مثلاً در اشعاری چون «چوپان »، «رود من » و «خواهر مبارز افریقا»
تورسون زاده از واژه ها ماهرانه استفاده کرده و ضمن بهره گیری از واژه های ناب دری ، به زبان محاوره نیز توجه کرده است . شعر او نمونة کامل زبان زندة تاجیکی است تا جایی که یاردن میلیف ، نویسندة بلغاری ، برای مطالعة شعر تورسون زاده ، زبان تاجیکی را فراگرفت

تورسون زاده به نقد ادبی نیز پرداخته و آثار شاعران و نویسندگانی چون رحیم جلیل ، میرشکر و شکوهی را نقد کرده است
شاعران دهه های 1330ـ1350 ش / 1950ـ1970 بیشتر به سبک و سخنِ تورسون زاده گرایش داشتند. مقالات نقادانة او در بارة سخنوران قدیم و جدید در ادبیات معاصر تاجیکستان تأثیر مهمی داشت ( رجوع کنید بهیاحقی ، ص 341). او در طول سی سال ریاستش در کانون نویسندگان تاجیکستان ، سرپرستی و راهنمایی دهها شاعر و نویسندة تاجیک ، از جمله مؤمن قناعت و بازار صابر و لایق شیرعلی ، را برعهده داشت (عبید رجب ، ص 234). کار مهم دیگر او این بود که رهبری علمی ـ ادبی صدرالدین عینی را در محیط ادبی و فرهنگی تاجیکستان حفظ کرد. گفتنی است که عینی در سمرقند (جمهوری ازبکستان ) می زیست . از دیگر کارهای او کسب اجازه از دولت شوروی برای برپایی همایشهای جهانی بزرگداشت رودکی و ابن سینا و فردوسی و حافظ و جامی ، چاپ و نشر و ترجمة آثار سخنوران و دانشمندان پیشین و معاصر، و تأسیس مؤسسه ای انتشاراتی با رسم الخط فارسی بود. خانلری ، نادرپور و چنگیز آیتماتوف او را ستوده اند

 

زندگينامه رودکی

 

 

رودکي، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکيم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.
از کودکي و چگونگي تحصيل او آگاهي چنداني به دست نيست. در 8 سالگي قرآن آموخت

 

و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعري پرداخت.
َ
برخي مي گويند در مدرسه هاي سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وي شاعري

 

 دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسي چندان است که هر فرهنگ نامه اي از شعر او گواه مي آورد.

رودکي از روزگار جواني آوازي خوش داشت، در موسيقي و نوازندگي چيره دست و پر آوازه بود.

 

وي نزد ابوالعنک بختياري موسيقي آموخت و همواره مورد ستايش او بود، آن چنان که استاد

 

در روزگار کهنسالي چنگ خود را به رودکي بخشيد. رودکي در همان دوره شعر نيز مي سرود.

 

 شعر و موسيقي در سده هاي چهارم و پنجم همچون روزگار پيش از اسلام به هم پيوسته

 

بودند و شعر به همراه موسيقي خوانده مي شد. شاعران بزرگ آناني بودند که موسيقي نيز مي دانستند.

از هم عصران رودکي ،منجيک ترمذي (نيمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخي (429 ق) استاد

 

 موسيقي زمانه خويش بودند. شاعران، معمولاً قصيده هايشان را با ساز و در يکي از پرده هاي

 

 موسيقي مي خواندند. هرکس که صدايي خوش نداشت يا موسيقي نمي دانست، از راوي مي

 

 خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکي، شعرش را با ساز مي خواند .

رفته رفته آوازه رودکي به دربار سامانيانرسيد و نصربن احمد ساماني (301 ـ 331 ق)

 

 او را به دربارفرا خواند. برخي بر اين گمانند که او پيش از نصربن احمد به دربار سامانيان

 

 رفته بود، در آنجا بزرگترين شاعر دربار ساماني شد. در آن روزگار در محيط ادبي، علمي،

 

 اقتصادي و اجتماعي فرارود، آن چنان تحولي شگرف روي داده بود که دانش پژوهان،

 

آن دوره را دوران نوزايي (رسانس) ايراني مي نامند.

بر بستر چنين زمينه مناسب اقتصادي، اجتماعي و برپايه دانش دوستي برخي از پادشاهان

 

ساماني، همچنين با تلاش و خردمندي وزيراني دانشمند و کاردان چون ابوالفضل بلعمي (330 ق)

 

 و ابوعلي محمد جيهاني (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمي، ادبي و فرهنگي درآمد.

دربار سامانيان، محيط گرم بحث و برخورد انديشه شد و شاعران و فرهنگمداران از راههاي

 

دور و نزديک به آنجا روي مي آوردند.
بهترين آثار علمي، ادبي و تاريخي مانند شاهنامه منصوري، شاهنامه ابوالمؤيد بلخي

 

 (سده چهارم هجري)، عجايب البلدان، حدود العالم من المشرق الي المغرب در جغرافيا،

 

 ترجمه تفسير طبري که چند تن از دانشمندان فراهم کرده اند، ترجمه تاريخ طبري از

 

 ابوعلي بلعمي، آثار ابوريحان بيروني (440 ق) وابوعلي سينا (428 ق) در روزگار

 

سامانيان پديد آمدند. دانشمندان برجسته اي مانند محمد زکرياي رازي (313 ق)

 

 ابونصر فارابي (339)، ابوريحان بيروني، ابوعلي سينا و بسياري از شاعران بزرگ

 

مانند فردوسي (410/416 ق) در اين روزگار يا متأثر از آن برآمده اند.

بزرگترين کتابخانه در آن دوران در بخارا بود که ابوعلي سينا آن را ديد و گفت که نظير

 

 آن را هرگز نديده است. تأثير اين تحول، نه تنها در آن دوره که در دوران پس از آن

 

 نيز پيدا است. رودکي فرزند چنين روزگاري است. وي در دربار ساماني نفوذي فراوان

 

يافت و به ثروتي افزون دست يافت. نفوذ شعر و موسيقي او در دربار نصربن احمد

 

 چندان بود که داستان بازگشت پادشاه از هرات به بخارا، به خوبي بيانگر آن است.
هنگامي که نصربن احمد ساماني به هرات رفته، ديرگاهي در آن ديار مانده بود،

 

 هيچ کس را ياراي آن نبود تا از پادشاه بخواهد که بخارا بازگردد؛ درباريان از رودکي

 

 خواستند تا او اين وظيفه دشوار را بپذيرد.رودکي شعر پر آوازه

 

« بوي جوي موليان آيد همي ـ ياد يار مهربان آيد همي » را سروده است.
درباريان و شاعران، همه او را گرامي مي داشتند و بزرگاني چون ابوالفضل بلعمي

 

 و ابوطيب مصعبي صاحب ديوان رسالت، شاعر و فيلسوف. شهيد بلخي (325 ق)

 

 و ابوالحسن مرادي شاعر با او دوستي و نزديکي داشتند.

گويند که وي از آغاز نابينا بود، اما با بررسي پروفسور گراسيموف (1970 م)

 

 بر جمجمه و استخوانهاي وي آشکار گرديد که در دوران پيري با فلز گداخته

 

اي چشم او را کور کرده اند، برخي استخوانهايش شکسته بود و در بيش

 

 از 80 سالگي درگذشت. رودکي گذشته از نصربن احمد ساماني کسان ديگري

 

مانند امير جعفر بانويه از اميران سيستان، ابوطيب مصعبي، خاندان بلعمي، عدناني،

 

 مرادي، ابوالحسن کسايي، عماره مروزي و ماکان کاکي را نيز مدح کرده است.
از آثار او بر مي آيد که به مذهب اسماعيلي گرايش داشته است؛ شايد يکي

 

 از علتهاي کور شدن او در روزگار پيري، همين باشد. با توجه به مقاله کريمسکي،

 

 هيچ بعيد به نظر نمي رسد که پس از خلع امير قرمطي، رودکي را نيز به سبب

 

 هواداري از قرمطيان و بي اعتنايي به مذهب رايج زمان کور کرده باشند.

آنچه مسلم است زندگي صاحبقران ملک سخن ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکي

 

 سمرقندي در هاله اي از رمز و راز پوشيده شده است و با اينکه بيش از هزار و صد

 

 سال از مرگ او مي گذرد، هنوز معماهاي زندگي او حل نشده و پرده اي ابهام بر

 

روي زندگي پدر شعر فارسي سايه گسترده است.

رودکي در پيري با بي اعتنايي دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهاي دوران

 

 پيري او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بيان ناداري است. رودکي از

 

شاعران بزرگ سبک خراساني است. شعرهاي اندکي از او به يادگار مانده، که

 

 بيشتر به صورت بيتهايي پراکنده از قطعه هاي گوناگون است.

 

سيري در آثار

 

کامل ترين مجموعه عروض فارسي، نخستين بار در شعرهاي رودکي پيدا شد و در همين

 

 شعرهاي باقي مانده، 35 وزن گوناگون ديده مي شود. اين شعرها داراي گشادگي زبان

 

 و توانايي بيان است. زبان او، گاه از سادگي و رواني به زبان گفتار مي ماند.
جمله هاي کوتاه، فعلهاي ساده، تکرار فعلها و برخي از اجزاي جمله مانند زبان محاوره

 

 در شعر او پيداست. وجه غالب صور خيال در شعر او، تشبيه است.

تخيل او نيرومند است. پيچيدگي در شعر او راه ندارد و شادي گرايي و روح افزايي، خردگرايي،

 

 دانش دوستي، بي اعتبار دانستن جهان، لذت جويي و به خوشبختي انديشيدن در شعرهاي او موج مي زند.

وي نماينده کامل شعر دوره ساماني و اسلوب شاعري سده چهارم است. تصويرهايش زنده و طبيعت

 

 در شعر او جاندار است. پيدايش و مطرح کردن رباعي را به او نسبت مي دهند. رباعي در بنياد، همان

 

 ترانه هايي بود که خنياگران مي خوانده اند و به پهلويات مشهور بوده است؛ رودکي به اقتضاي آوازه

 

 خواني به اين نوع شعر بيشتر گرايش داشته، شايد نخستين شاعري باشد که بيش از ساير گويندگان

 

 روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بيتها، قطعه ها، قصيده ها و غزلهاي اندکي که

 

از رودکي به يادگار مانده، مي توان به نيکي دريافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.
معرفي آثار
تعداد شعرهاي رودکي را از صدهزار تا يک ميليون بيت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بيش از

 

1000 بيت نيست که مجموعه اي از قصيده، مثنوي،قطعه و رباعي را در بر مي گيرد. از ديگر آثارش

 

 منظومه کليله و دمنه است که محمد بلعمي آن را از عربي به فارسي برگرداند و رودکي به

 

خواسته اميرنصر و ابوالفضل بلعمي آن را به نظم فارسي در آورده است (به باور فردوسي

 

در شاهنامه، رودکي به هنگام نظم کليله و دمنه کور بوده است.)

اين منظومه مجموعه اي از افسانه ها و حکايتهاي هندي از زبان حيوانات فابل است که

 

 تنها 129 بيت آن باقي مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛

 

 مثنويهاي ديگري در بحرهاي متقارب، خفيف، هزج مسدس و سريع به رودکي نسبت

 

 مي دهند که بيتهايي پراکنده از آنها به يادگار مانده است. گذشته از آن شعرهايي

 

ديگر از وي در موضوعهاي گوناگون مدحي، غنايي، هجو، وعظ، هزل ، رثاء و چکامه،

 

در دست است.

عوفي درباره او مي گويد: " که چنان ذکي و تيز فهم بود که در هشت سالگي قرآن

 

 تمامت حفظ کرد و قرائت بياموخت و شعر گرفت و معناي دقيق مي گفت، چنانکه

 

 خلق بر وي اقبال نمودند و رغبت او زيادت شد و او را آفريدگار تعالي آوازي خوش و

 

صوتي دلکش داده بود. از ابوالعبک بختيار بر بط بياموخت و در آن ماهر شد و آوازه او

 

به اطراف واکناف عالم برسيد و امير نصر بن احمد ساماني که امير خراسان بود، او

 

را به قربت حضرت خود مخصوص گردانيد و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسيد.

 

 

 

 

زادگاه او قريه بنج از قراء رودک سمرقند است. يعضي او را کور مادر زاد دانسته اند

 

 

 

 و عقيده برخي بر آن است که در اواخر عمر نابينا شده است. وفات وي به سال 320

 

هـجري در زادگاهش قريه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است.

رودکي در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصيده، مثنوي ، غزل و قطعه مهارت داشته است

 

و از نظر خوشي بيان در تاريخ ادبيات ايران پيش از او شاعري وجود ندارد که بتواند با وي برابري کند.

به واسطه تقرب به امير نصر بن احمد ساماني (301-331) رودکي به دريافت جوائز و صله

 

 فراواني از پادشاه ساماني و وزيران و رجال در بارش نائل گرديد و ثروت و مکنتي زياد به

 

دست آورده است چنانکه به گفته نظامي عروضي هنگامي مه به همراهي نصر بن احمد

 

 از هرات به بخارا مي رفته، چهار صد شتر بنه او بوده است.

علاوه بر دارا بودن مقام ظاهري رفعت پايه سخنوري و شاعري رودکي به اندازه اي است

 

که از معاصران او شعراي معروفي چون شهيد بلخي و معروفي بلخي او را ستوده اند و از

 

گويندگان بعد از او کساني چون دقيقي، نظامي عروضي، عنصري، فرخي و ناصرخسرو از او به بزرگي ياد کرده اند.

 

ويژگي سخن

 

سخنان رودکي در قوت تشبيه و نزديکي معاني به طبيعت و وصف ،کم نظير است و لطافت

 

و متانت و انسجام خاصي در ادبيات وي مشاهده مي شود که مايه تأثير کلام او در خواننده

 

و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب و شادي و عدم توجه به آنچه مايه اندوه و

 

سستي باشد مشهود است و اين حالت گذشته از اثر محيط زندگي و عصر حيات شاعر

 

نتيجه فراخي عيش و فراغت بال او نيز مي باشد. با وجود آنکه تا يک ميليون و سيصد هزار

 

 شعر بنا به گفته رشيدي سمرقندي به رودکي نسبت داده اند تعداد اشعاري که از او

 

 امروزه در دست است به هزار بيت نمي رسد.

از نظر صنايع ادبي گرانبهاترين قسمت آثار رودکي مدايح او نيست، بلکه مغازلات اوست

 

 که کاملاً مطابق احساسات آدمي است، شاعر شادي پسند بسيار جالب توجه و

 

شاعر غزلسراي نشاط انگيز، بسيار ظريف و پر از احساسات است.

گذشته از مدايح و مضمون هاي شادي پسند و نشاط انگيز در آثار رودکي، انديشه ها

 

 و پندهايي آميخته به بدبيني مانند گفتار شهيد بلخي ديده مي شود. شايد اين انديشه

 

 ها در نزديکي پيري و هنگامي که توانگري او بدل به تنگدستي شده نمو کرده باشد،

 

مي توان فرض کرد که اين حوادث در زندگي رودکي، بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است.

 

 پس از آنکه امير قرمطي را خلع کردند مقام افتخاري که رودکي در دربار به آن شاد بود به پايان رسيد.

با فرا رسيدن روزهاي فقر و تلخ پيري، ديگر چيزي براي رودکي نمانده بود، جز آنکه بياد روزهاي

 

 خوش گذشته و جواني سپري شده بنالد و مويه کند.

 

نمونه اشعار

 

زمانه پندي آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگري همه پند است
به روز ِ نيک ِ کسان گفت تا تو غم نخوري ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است
زمانه گفت مرا خشم خويش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پاي دربند است

***

اندر بلاي سخت

اي آنکه غمگني و سزاواري ----- وندر نهان سرشک همي‌باري
رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خيره چه غم داري؟
هموار کرد خواهي گيتي را؟----- گيتي‌ست، کي پذيرد همواري؟
مستي نکن که او نشنود مستي ----- رازي مکن که نشنود او زاري
شو، تا قيـامت آيـد زاري کن! ----- کي رفته را به زاري باز آري؟
آزار بيـش بيـني زيـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بيـازاري
گوئي گماشته است بلائي او ----- بر هر که تو بر او دل بگماري
ابري پديدني و کسوفي ني ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاري
فرمان کني و يا نکني ترسم ----- بر خويشتن ظفر ندهي باري
اندر بلاي سخت پديـد آيد ----- فضل و بزرگمردي و سالاري

***

 

 

 

 

کليله و دمنه رودکي

 

مهمترين کار رودکي به نظم در آوردن کليله و دمنه است، متاسفانه اين اثر گرانبها مانند

 

 ساير آثار و مثنويهاي رودکي گم شده است و از آن جز ابياتي پراکنده در دست نيست.

 

از ادبيات پراکنده اي که از منظومه کليله و دمنه و ساير مثنويهاي رودکي باقي مانده است

 

 مي توان فهميند که صاحبقران ملک سخن لقبي برازنده او بوده است. در شعر او قوه تخيل،

 

 قدرت بيان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و بهمين دليل در دربار سامانيان،

 

 قدر و مرتبه اي داشت که شاعران بعد از او هميشه آرزوي روزگار او را داشتند.

 

 برای مشاهده عکسها اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط مصطفی در 19:45 |  لینک ثابت   •