تبليغاتX
آلبوم تصاویر

دوشنبه سوم مرداد 1390

عکس گرجستان

 

نوشته شده توسط مصطفی در 15:26 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم مرداد 1390

سفر به گرجستان

 

گرجستان

گرجستان
საქართველო
گرجستان
شعار ملی: ძალა ერთობაშია (نیرو در همبستگی است)
سرود ملی: თავისუფლება (آزادی)
پایتخت
(و بزرگترین شهر)
تفلیس
41°43′N 44°47′E / 41.717°N 44.783°E / 41.717; 44.783
زبان(های) رسمی گرجی
حکومت جمهوری دموکراتیک
نام حاکمان
رئیس جمهور
نخست وزیر

میخائیل ساکاشویلی
موارد منجر به تشکیل
استقلال از اتحاد جماهیر شوروی
۴ دی ۱۳۷۰ (۲۵ دسامبر ۱۹۹۱)
مساحت
- مساحت ۶۹٬۷۰۰کیلومتر مربع (۱۲۱ام)
جمعیت
- سرشماری ۴٬۶۳۰٬۸۴۱ 
([[فهرست کشورها بر پایه جمعیت|۱۱۵ام]])
- تراکم جمعیت ۶۶‎/km۲‏ (۱۳۲ام)
تولید ناخالص داخلی (تخمین ۱۳۸۶)
- مجموع ۲۰،۵۱۶ میلیارد دلار ([[رتبه کشورها بر پایه تولید ناخالص داخلی|۱۱۷ام]])
- سرانه ۴،۶۹۴ دلار (۱۱۲ام)
شاخص توسعه انسانی (۱۳۸۶) ۷۵۵/۰ (میانه) (۹۵ام)
واحد پول لاری ლ)۱ (GEL)
منطقه زمانی CET (UTC+4)
- تابستانی (DST) CEST (UTC)
دامنه اینترنتی .ge
پیش‌شماره تلفنی +۹۹۵

گرجستان (گرجی: საქართველო، تلفظ: ساکارتْوِلو) کشوری در قفقاز است که پایتخت آن شهر تفلیس است. گرجستان کشوری است که در منطقه اوراسیا قرار دارد که مرز میان اروپا و آسیا است. گرجستان در میانه و غرب قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) واقع شده است و از شمال با فدراسیون روسیه، از شرق با جمهوری آذربایجان، از جنوب با ارمنستان، و از جنوب غربی با ترکیه هم مرز است و در غرب هم با دریای سیاه همسایه است.

گرجستان کشوری کوهستانی و پرباران می‌باشد که پهناوری آن ۶۹٬۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۲۱ام) است و جمعیت آن ۶/۴ میلیون تن (آمار ۱۳۸۷) می‌باشد. بیشتر مردم گرجستان مسیحی هستند و ۸۴ درصد آنان از نژاد گرجی هستند که به زبان گرجی سخن می‌گویند، این زبان خط ویژه خود را دارد.

گرجستان تاریخ و فرهنگ پربار و کهنی دارد و از نخستین کشورهایی است که مسیحیت را به عنوان دین رسمی کشور برگزید (در سده‌های چهارم و پنجم میلادی). تاریخ و فرهنگ گرجستان با ایران مشترکات بسیاری دارد چراکه این کشور مدتها جزئی از ایران بوده است. در دوره صفویه، مادر بیشتر شاهان، گرجی بودند و گرجی‌ها در بسیاری از مناصب کشوری و لشکری حضور داشتند. در سال ۱۱۹۲ هجری خورشیدی (۱۸۱۲ میلادی/۱۲۲۸ قمری) طبق پیمان‌نامه گلستان، گرجستان رسماً از ایران جدا شد و به خاک روسیه تزاری پیوست. گرجستان در دی ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱) از شوروی اسقلال یافت.

نام بین‌المللی گرجستان، جرجیا (Georgia) می‌باشد که در بیشتر جهان به این نام خوانده می‌شود. این کشور دارای دو جمهوری خودمختار آبخازیا و اوستیای جنوبی (به گرجی: منطقهٔ تسخینوالی) است که در شمال کشور و در همسایگی روسیه هستند و اکنون این دو منطقه با پشتیبانی روسیه اعلام استقلال کرده‌اند.

حکومت گرجستان، جمهوری دموکراتیک و سکولار است. رئیس جمهور کنونی کشور میخائیل ساکاشویلی است که رابطه نزدیکی با غرب دارد و خواهان عضویت گرجستان در ناتو و اتحادیه اروپا می‌باشد. و با روسیه برسر دو جمهوری خودمختار آبخازیا و اوستیای جنوبی - به ویژه پس از جنگ سال ۱۳۸۷ - اختلافات فراوانی دارد.

نام

مردم گرجی کشورشان را "ساکارتْوِلو" (საქართველო) می‌خوانند و خودشان را "کارتوِلِبی" (ქართველები) و زبان‌شان را "کارتولی" (ქართული) می‌نامند. نام بین‌المللی گرجستان، جرجیا (Georgia) می‌باشد که در بیشتر جهان به این نام خوانده می‌شود. البته در کشورهای دارای زبان‌های ایرانی و ترکی با همان نام "گرجستان" خوانده می‌شود. همچنین گرجستان به زبان روسی "گروزیا" (Грузия) نامیده می‌شود.

البته جرجیا (Georgia) نام یکی از بزرگترین و زیباترین ایالات آمریکا است که مرکز آن آتلانتا می‌باشد. همچنین جرجیا به عنوان یک نام لاتین در بین دختران و پسران اروپایی و آمریکایی استفاده می‌شود و نام گرج یا گرجی نیز در زنان ایرانی به چشم می‌خورد.

تاریخ


میریان سوم؛ پادشاه سده چهارم میلادی گرجستان

دژ سنو، از سده شانزدهم


پادشاهی‌های گرجی در دوره‌های باستانی، یعنی ایبریا در شرق کشور و اگریسی در غرب، از نخستین کشورهایی بودند که به ترتیب در ۳۱۷ و ۵۲۳ پس از میلاد، دین مسیحیت را دین رسمی خود ساختند. پادشاهی ایبریا دیری نپایید و بزودی بخشی از شاهنشاهی ایران گشت. اگریسی صحنه رقابت ایران و بیزانس گشته و گرجستان غربی دست به دست می گشت.

شرق گرجستان پس از اسلام در دوره‌های صفویه و افشاریه نیز جزئی از ایران بوده است. در دوره صفویه، مادر بسیاری از شاهان، از مردم گرجی بوده اند و گرجی‌ها در بسیاری از مناصب کشوری و لشکری مشغول خدمت بودند. در دوره زندیه به دلیل از میان رفتن مرکزیت سیاسی ایران، هراکلیوس حاکم گرجستان ابتدا اعلام استقلال کرد و پس از چندی خود را زیر پوشش روسیه تزاری قرار داد.

آقا محمدخان قاجار پس از به قدرت رسیدن به قفقاز لشکر کشید و تفلیس را تسخیر کرد. پس از فتح شهر 15 هزار تن از مردم بیگناه را کشت و خانه‌ها و کلیساها را نیز خراب کرد و دهها هزار گرجی را به اسارت گرفت. این رخداد سبب تنفر شدید مردم گرجستان از ایران شد و یکی از زمینه‌های معنوی جدایی گرجستان از ایران گشت. در زمان فتحعلی شاه قاجار و پس از شکستهای پیاپی سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا از روسیه تزاری و در پی پیمان نامه گلستان، گرجستان رسما از ایران جدا شد و ضمیمهٔ خاک روسیه شد. از آن زمان زبان روسی به عنوان زبان رسمی گرجستان در مدارس و ادارات اجباری گردید.

در دی ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱) گرجستان از شوروی استقلال یافت و زبان گرجی زبان رسمی کشور شد.

سیاست

 
 

پس از استقلال گرجستان در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱)، ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه پیشین شوروی، به عنوان نخستین رییس جمهور کشور برگزیده شد. گرجستان از همان زمان برسر جمهوری‌های خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا با روسیه اختلاف داشت، چرا که روسیه اجازه نمی‌داد که گرجستان، حاکمیت خود را در این دو منطقه اعمال کند. ولی به دلیل ضعف گرجستان و نیز نزدیکی دولت وقت - به ویژه شخص شواردنادزه - به روسیه، این کشور تن به مصالحه با روسیه داد و پذیرفت که در امور جمهوری‌های خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا دخالت نکند و با حضور نیروهای روسی در این دو منطقه مخالفتی نداشته باشد.

اما پس از انقلاب رز (رنگین/مخملی) در سال ۱۳۸۲ در گرجستان که با پشتیبانی آمریکا صورت گرفت و منجر به برکناری دولت متمایل به روسیه و روی کارآمدن دولت غربگرای میخاییل ساکاشویلی شد، اوضاع سیاسی این کشور دگرگون شد. دولت جدید سیاست دوری از روسیه و نزدیکی به غرب (به ویژه آمریکا) را در پیش گرفت. همچنین این کشور خواهان عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو شد.

در مرداد ۱۳۸۷ و همزمان با بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۸ پکن، ارتش گرجستان برای بازگرداندن اوستیای جنوبی به خاک خود، به این منطقه یورش برد که با واکنش شدید روسیه مواجه شد و مجبور به عقب‌نشینی شد. اکنون روسیه تنها کشوری است که استقلال دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت شتاخته است و با حضور نیروهای خود در این دو منطقه، عملاً کنترل آنها را در دست دارد.

 

جغرافیا


نقشه گرجستان؛ آبخازیا(رنگ سبز) و اوستیای جنوبی(رنگ بنفش)

طبیعت گرجستان گوناگون است: این جمهوری با نواحی ناهموار مشخص می‌شود و دو سوم آن کوهستانی است؛ بلندترین قله این کشور با بلندی ۵۰۶۹ متر بر فراز کوه شخارا قرار دارد. گرجستان غربی دارای اقلیم مرطوب جنب مداری است، در حالی که در گرجستان شرقی خشک یا معتدل مرطوب است. منابع طبیعی جمهوری شامل زغال سنگ، نفت، منگنز، فلزات غیرآهنی و معادن غیرفلزی است. از آب رودخانه‌های گرجستان در تولید برق و آبیاری زمین‌های کشاورزی نیز استفاده می‌شود.

 

تقسیمات کشوری

جمهوری گرجستان شامل دو جمهوری خودمختار آبخازیا (در شمال غرب) و اوستیای جنوبی (در شمال شرق) است. جمهوری خودمختار پیشین آجاریا در جنوب غرب کشور نیز در سال ۱۳۸۳ به استان تبدیل شد. گرجستان به ۶۵ ناحیه و مناطق روستایی تقسیم می‌شود و دارای ۱۳ شهر و چندین شهرک است که شامل شهرهای تفلیس، کوتائیسی، گوری، چیاتورا، روستاوی، پوتی، تقیبولی، زوگدیدی، تسقالتوبو، سوخومی، تقوارچلی، گاگرا، باتومی، و ۳۷ شهر کوچک، ۶۱ مرکز روستایی و ۴۵۰ روستا است.

 

 

جمعیت گرجستان در سال ۱۳۸۷، ۴/۶۳۰/۰۰۰ تن بوده است، که ۸۳/۸ درصد آنان از نژاد گرجی بوده اند که به زبان گرجی صحبت می‌کنند، این زبان دارای خط ویژه خود می‌باشد. سایر نژادهای ساکن در گرجستان؛ آذری، روسی، آبخازی، و اوستیایی هستند.

برای مشاهده عکسها اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط مصطفی در 10:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389

حکایت و داستان

 



نام ايــــران رفته بــود از يـاد تا تـازي و تـرك
تركــتــازي را بــرون راندند لاشـــه از كـمين
اي مبـــارك اوستـــاد‚ اي شاعـــر والا نژاد
اي سخنهايت بســوي راستي حبلي متين
با تـــو بد كـــردند و قــدر خدمتت نشناختند
آزمـــنـــدان بــخيـــل و تاجـــداران ضـنــيــن

شاهنامه ی فردوسی ، شاهکاری است ماندگار و میراثی است گرانبها برای ایرانیان
امید آنکه ما قدرش را بشناسیم و از این گنج بزرگی که برای ما به یاد گار گذاشته است بهره ی کافی ببریم

فردوسی بزرگ خود می گوید
از آن پس نمیرم که من زنده ام / که تخم سخن من پراکنده ام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین / پس از مرگ بر من کند آفرین


شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.
جنگ کاوه و ضحاک ظالم، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند.
تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد.
زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند.
برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است.
پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند.
شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.
آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند.
قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد.
اغلب داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند.




1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64

آغاز کتاب
کیومرث
هوشنگ
طهمورث
جمشید
ضحاک
فریدون
منوچهر
پادشاهی نوذر
پادشاهی زوطهماسپ
پادشاهی گرشاسپ
کیقباد
پادشاهی کی​کاووس و رفتن او به مازندران
رزم کاووس با شاه هاماوران
سهراب
داستان سیاوش
پادشاهی کیخسرو شصت سال بود
گفتار اندر داستان فرود سیاوش
داستان کاموس کشانی
داستان خاقان چین
داستان اکوان دیو
داستان بیژن و منیژه
داستان دوازده رخ
اندر ستایش سلطان محمود
پادشاهی لهراسپ
پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
داستان هفتخوان اسفندیار
داستان رستم و اسفندیار
داستان رستم و شغاد
پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود
پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود
پادشاهی داراب دوازده سال بود
پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود
پادشاهی اسکندر
پادشاهی اشکانیان
پادشاهی اردشیر
پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود
پادشاهی اورمزد
پادشاهی بهرام اورمزد
پادشاهی بهرام نوزده سال بود
پادشاهی بهرام بهرامیان
پادشاهی نرسی بهرام
پادشاهی اورمزد نرسی
پادشاهی شاپور ذوالاکتاف
پادشاهی اردشیر نکوکار
پادشاهی شاپور سوم
پادشاهی بهرام شاپور
پادشاهی یزدگرد بزه​گر
پادشاهی بهرام گور
پادشاهی یزدگرد هجده سال بود
پادشاهی هرمز یک سال بود
پادشاهی پیروز بیست و هفت سال بود
پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
پادشاهی قباد چهل و سه سال بود
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
پادشاهی هرمزد دوازده سال بود
پادشاهی خسرو پرویز
پادشاهی شیرویه
پادشاهی اردشیر شیروی
پادشاهی فرایین
پادشاهی پوران دخت
پادشاهی آزرم دخت
پادشاهی فرخ زاد
پادشاهی یزدگرد

برای شنیدن شاهنامه می توانید روی هر کدام از لینک های زیر رایت کلیک کرده و گزینهSave Target As را کلیک کنید

صفحه 10-20

صفحه 20-30

صفحه 30-40

صفحه 40-50

صفحه 50-60

صفحه 60-70

صفحه 70-80

صفحه 80-90

صفحه 90-100

صفحه 100-110

صفحه 110-120

صفحه 120-130

صفحه 130-140

صفحه 140-150

صفحه 150-160

صفحه 160-170

صفحه 170-180

صفحه 180-190

صفحه 190-200

صفحه 200-210

صفحه 210-220

صفحه 220-230

صفحه 230-240

صفحه 240-250

صفحه 250-260

صفحه 260-270

صفحه 270-280

صفحه 280-290

صفحه 290-300

صفحه 300-310

صفحه 310-320

صفحه 320-330

صفحه 330-340

صفحه 340-350

صفحه 350-360

صفحه 360-370

صفحه 370-380

صفحه 380-390

صفحه 390-400

صفحه 400-410

صفحه 410-420

صفحه 420-430

صفحه 430-440

صفحه 440-450

صفحه 450-460

صفحه 460-470

صفحه 470-480

صفحه 480-490

صفحه 490-500

صفحه 500-510

صفحه 510-520

صفحه 520-530

صفحه 530-540

صفحه 540-550

صفحه 550-560

صفحه 560-570

صفحه 570-580

صفحه 580-590

صفحه 590-600

صفحه 600-610

صفحه 610-620

صفحه 620-630

صفحه 630-640

صفحه 640-650

صفحه 650-660

صفحه 660-670

صفحه 670-680

صفحه 680-690

صفحه 690-700

صفحه 700-710

صفحه 710-720

صفحه 720-730

صفحه 730-740

صفحه 740-750

صفحه 750-760

صفحه 760-770

صفحه 770-780

صفحه 780-790

صفحه 790-800

صفحه 800-810

صفحه 810-820

صفحه 820-830

صفحه 830-840

صفحه 840-850

صفحه 850-860

صفحه 860-870

صفحه 870-880

صفحه 880-890

صفحه 890-900

صفحه 900-910

صفحه 910-920

صفحه 920-930

صفحه 930-940

صفحه 940-950

صفحه 950-960

صفحه 960-970

صفحه 970-980

صفحه 980-990

صفحه 990-1000

صفحه 1000-1010

صفحه 1010-1020

صفحه 1020-1030

صفحه 1030-1040

صفحه 1040-1050

صفحه 1050-1060

صفحه 1060-1070

صفحه 1070-1080

صفحه 1080-1090

صفحه 1090-1100

صفحه 1100-1110

صفحه 1110-1120

صفحه 1120-1130

صفحه 1130-1140

صفحه 1140-1150

صفحه 1150-1160

صفحه 1160-1170

صفحه 1170-1180

صفحه 1180-1190

صفحه 1190-1200

صفحه 1200-1210

صفحه 1210-1220

صفحه 1220-1230

صفحه 1230-1240

صفحه 1240-1250

صفحه 1250-1260

صفحه 1260-1270

صفحه 1270-1280

صفحه 1280-1290

صفحه 1290-1300

صفحه 1300-1310

صفحه 1310-1320

صفحه 1320-1330

صفحه 1330-1340

صفحه 1340-1350

صفحه 1350-1360

صفحه 1360-1370

یه روز یه ترکه، یه رشتیه و یک لره...

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

یه روز یه ترک

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد

جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،

فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو

برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

یه روز یه رشتیه

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،

برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

یه روز یه لره بود،

کریم خان زند

ساده زیست ، نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

یه روز ما همه با هم بودیم.. ،

ترک و رشتی و لر و اصفهانی و

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند

و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،

به همدیگه می خندیم،؟!!!

و اینجوری شادیم !!!!.. ؛

این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند پس با هم بخندیم نه به همدیگه.

نوشته شده توسط مصطفی در 12:29 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389

مطالب پزشکی

 

مجله ی پزشکی

  

نیمی از مردان به این بیماری جنسی مبتلا هستند!

نیمی از مردان به این بیماری جنسی مبتلا هستند!


 آیا می دانید این چه بیماری است که نیمی از مردان به آن مبتلا هستند؟
نیمی از مردان تبخال تناسلی دارند

در آمریکا، برزیل و مکزیک نیمی از مردان مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی هستند.
طبق تحقیقی جدید که در مجله لانست منتشر شده است سالانه ۶ درصد از مردان به این ویروس آلوده می‌شوند و متاسفانه این ویروس می‌تواند عامل ابتلا به سرطان در زنان و مردان باشد.یکی از مسایلی که سبب شیوع ابتلا به این ویروس شده داشتن چند شریک جنسی است. بررسی‌ها نشان داده مردانی که بیش از ۵۰ شریک جنسی دارند ۵/۲ برابر سایر مردان به این بیماری دچار می‌شوند. نکته دیگر اینکه احتمال ابتلا در مردانی که شریک جنسی هم‌نوع دارند نیز ۶/۲ برابر سایر مردانی است که با هم‌نوع خود رابطه برقرار نمی‌کنند.

تحقیقات نشان داده ۴۰ نوع ویروس VPH وجود دارد که از رابطه جنسی منتقل می‌شود ولی اکثر افرادی که به آن آلوده می‌شوند نشانه ابتلا ندارند و به مشکلی برخورد نمی‌کنند. در حال حاضر هیچ نوع آزمایشی برای تشخیص این ویروس وجود ندارد اما مردان ۹ تا ۲۶ ساله می‌توانند در مقابل آن خود را واکسینه کنند.

استفاده از کاندوم در هر بار برقراری رابطه جنسی می‌تواند احتمال آلوده شدن به این ویروس را کاهش دهد اما بهترین کار محدود کردن شرکای جنسی است.

 

۵ خطایی که حین مسواک زدن مرتکب می شویم!

 

5 خطایی که حین مسواک زدن مرتکب می شویم!

 

احتمالا شما نیز روزانه دو الی سه بار دندان هایتان را مسواک می زنید و شاید تصور می کنید در این کار خبره شده اید.

 

اما باید بدانید بدون اینکه متوجه بشوید خطاهایی مرتکب می شوید. در این مطلب با ۵ خطایی که اغلب ما حین مسواک زدن مرتکب می شویم آشنا خواهید شد.

۱٫عجله می کنید
به عقیده ی کارشناسان یکی از خطاهای شایع مسواک زدن زمانی کوتاهی است که برای این کار اختصاص داده می شود. برای اینکه به خوبی دندان هایتان را مسواک بزنید باید حدود دو دقیقه وقت برای این کار صرف کنید. زمانیکه با عجله مسواک می زنید نمی توانید جرم های دندان را از بین ببرید. نتایج یک پژوهش انگلیسی نشان می دهد دو سوم افرادی که از بیماری مربوط به لثه رنج می برند افرادی هستند که با وجود توصیه های دندان پزشک شان باز از اختصاص دادن دو دقیقه به مسواک زدن کوتاهی کرده اند. زمانیکه مسواک را به دست می گیرید به ساعت خود نگاه کنید و دو دقیقه از وقت با ارزش تان را به این کار مهم اختصاص دهید.

۲٫ دقت نمی کنید:
خطای دیگری که زیاد مرتکب می شوید این است که حین مسواک زدن برخی از مناطق دهان را فراموش می کنید. باید با دقت یکسان جلو، عقب و روی دندان ها و همچنین لثه ها، زبان و کام را تمیز کرد. اغلب بخش هایی از دهان که مسواک به راحتی به آنجا نمی رسد مثل دندان های عقب رها می شوند. باید توجه داشته باشید که با حوصله و دقت مسواک بزنید. برخی افراد در مسواک زدن تمام دندان ها تنبلی به خرج می دهند.

۳٫ مسواک را بیش از حد روی دندان ها فشار می دهید:
آیا از آن دسته افرادی هستید که تصور می کنند هر چه بیشتر مسواک را فشار دهند دندان ها بهتر تمیز می شوند؟ باید بگوییم متاسفانه اشتباه می کنید. به کار بردن انرژی زیاد در حین مسواک زدن از آن دسته خطاهای رایجی است که تمام مراجعین به دندان پزشکان مرتکب می شوند. فشار دادن مسواک روی دندان ها باعث می شود بافت لثه ها از دندان ها فاصله بگیرد و از بین برود. حتی امکان دارد به حساسیت دندانی یا افتادگی دندان دچار شوید. خلاصه اینکه با دندان هایتان مهربان باشید. دندان پزشکان توصیه می کنند از مسواک های نرم استفاده کنید. زیرا اینگونه مسواک ها به دندان آسیب نمی رسانند و راحت تر روی دندان ها می لغزند.

۴٫حرکاتتان اشتباه است:
اگر مسواک زدن از رشته های المپیک بود به نظرتان چه امتیازی از هیات داوران دریافت می کردید؟ اگر مسواک را به صورت افقی از عقب به جلو و بر عکس روی دندان هایتان می کشید امتیاز بالایی نسیب تان نمی شد. مسواک را با حرکات دورانی کوتاه و ملایم روی دندان هایتان حرکت دهید. نزدیک لثه ها یک زاویه ی ۴۵ درجه به مسواک بدهید و از بالا به پایین مسواک بزنید.

۵٫ در استفاده از خمیر دندان زیاده روی می کنید:
زیاده روی در خمیر دندان فی نفسه آسیبی به دندان ها نمی زند اما امکان دارد به خاطر اینکه دوست ندارید دهانتان پر از کف باشد زمان مسواک زدن را کوتاه کنید. برای کودکان لایه ی نازکی از خمیر دندان کافیست و برای بزرگسالان اندازه ی یک نخود یا تیله بس است و بهتر است زیاده روی نکنید

 

سوال های آقایان درباره تستوسترون

 

سوال های آقایان درباره تستوسترون

 

هر مردی میل دارد عمر طولانی داشته باشد، اما هیچ مردی نمی‌خواهد پیر شود…
جاناتان سویفت، ‌نویسنده مشهور داستان‌های گالیور می‌گفت: «هر مردی میل دارد عمر طولانی داشته باشد، اما هیچ مردی نمی‌خواهد پیر شود.» داشتن سبک زندگی سالم به داشتن عمری طولانی و کندشدن فرآیند پیری کمک می‌کند اما این کار نیازمند تلاش و انضباط است، به خصوص در مردانی که در ابتدای زندگی مسیر اشتباه را رفته‌اند….
تعجبی ندارد که چنین مردانی به دنبال میان‌برهای پزشکی باشند تا جوانی را به آنها بازگرداند. یکی از وسوسه‌برانگیزترین این میان‌برها، استفاده از تستوسترون است.

تستوسترون قوی‌ترین آندروژن- گروهی از هورمون‌های استروییدی که نامشان از کلمه یونانی به معنای «مرد- ساز» گرفته شده- در بدن است. این نام کاملا متناسب است، زیرا آندروژن‌ها مسوول حجیم شدن عضلات، ‌استحکام استخوان‌ها، کلفت‌شدن صدا و الگوی رشد مویی می‌شوند که مشخصه مردان است. این هورمون‌ باعث تشدید تولید سلول‌های قرمز خون نیز می‌شود. تستوسترون رشد دستگاه تناسلی را حین بلوغ تحریک می‌کند و مسوول تولید اسپرم در طول دوران زندگی است. به علاوه این هورمون اثری عمده – هر چند کاملا شناخته‌ نشده- بر رفتار مردان دارد. تستوسترون در احساس انرژی (و پرخاشگری) دخیل است. ‌برای داشتن میل جنسی ضروری است و در ایجاد نعوظ طبیعی و کارکرد جنسی نقش دارد. پس از اینکه تستوسترون در بدن به هورمون دی‌هیدروتستوسترون مبدل می‌شود، رشد سلول‌های پروستات را تحریک می‌کند و باعث تحلیل رفتن فولیکول‌های مو در مردانی می‌شود که به صورت ژنتیکی مستعد طاسی مردان هستند.

تستوسترون جلوی سالمندی را میگیرد؟
با افزایش سن مردان، تغییراتی در بدن آنها رخ می‌دهد. کلسیم بدن کاهش می‌یابد، توده عضلانی تحلیل می‌رود و چربی بدن افزایش پیدا می‌کند. تعداد سلول‌های قرمز خون نیز پایین می‌آید. یک مرد معمولی با افزایش سن انرژی‌اش کمتر می‌شود و فعالیت جنسی‌اش کاهش می‌یابد و این وقایع هنگامی رخ می‌دهد که میزان تستوسترون در حال کاهش است. میزان تستوسترون کل در هر سال پس از ۴۰ سالگی یک درصد کاهش می‌‌یابد اما تستوسترون قابل‌دسترس از لحاظ زیستی یعنی شکلی از تستوسترون که تاثیرات هورمون را ایجاد می‌کند، حدود ۲ درصد در سال افت می‌کند.
با کنار هم گذاشتن این ۲ پدیده، کاهش میزان تستوسترون و کاهش توانایی‌های مردان، کاملا قابل‌درک است که چرا درمان با تستوسترون تا این حد جذابیت دارد. البته باید بدانید که با وجود کاهش تدریجی و آهسته میزان این هورمون با افزایش سن، در اغلب مردان میزان تستوسترون در طول زندگی در دامنه طبیعی باقی می‌ماند. به علاوه گرچه میزان تستوسترون با افزایش سن مردان کاهش پیدا می‌کند، ثابت نشده که افت میزان این هورمون در مردان اثرات نامطلوب سالمندی ایجاد ‌کند، ‌یا درمان با تستوسترون این تغییرات را رفع خواهد کرد. در نهایت و مهم‌تر از همه اینکه بسیاری از پزشکان نگران هستند که درمان با تستوسترون ممکن است بی‌خطر نباشد.
بی‌خطر بودن درمان با تستوسترون در مردان در سنین بالا موضوعی مورد اختلاف است. احتمال تاثیر درمان با تستوسترون در بیماری‌های پروستات، چه بزرگی خوش‌خیم پروستات و چه سرطان پروستات، هنوز تایید نشده است. سایر عوارض جانبی درمان با تستوسترون شامل پلی‌سیتمی (افزایش بیش از حد شمار سلول‌های قرمز خون)، قطع تنفس حین خواب (که می‌تواند باعث افزایش خطر ابتلا به فشار خون بالا، ‌حمله قلبی و سکته مغزی شود)، ژنیکوماستی (بزرگ شدن خوش‌خیم پستان در مردان)، آکنه و بیماری کبدی است.
چه کسانی باید تستوسترون مصرف کنند؟
درمان جایگزینی تستوسترون برای مردانی که دچار کمبود تستوسترون (که میزان تستوسترون خون پایین‌تر از حد طبیعی است) یا «هیپوگنادیسم» هستند، تایید شده است. علل این بیماری، شامل مختل شدن کار بیضه به علت خطاهای ژنتیکی، اوریون، ضربه شدید، اعتیاد به الکل و شیمی‌درمانی و پرتودرمانی برای سرطان است.
در موارد دیگر هیپوگنادیسم ممکن است منشأ مشکل در غده هیپوفیز در مغز باشد. از جمله علل این رده، تومورها (تقریبا همیشه خوش‌خیم)، ضربه سر، جراحی مغز، داروهای گوناگون، برخی اختلالات وراثتی، سوء تغذیه شدید و بیماری‌های مزمن است. تقریبا در همه آقایان مبتلا به هیپوگنادیسم، میزان تستوسترون کل در خون کمتر از ۳۰۰ نانوگرم در دسی‌لیتر و میزان تستوسترون آزاد زیر ۵ نانوگرم در دسی‌لیتر و میزان تستوسترون در دسترس از لحاظ زیستی زیر ۱۵۰ نانوگرم در دسی‌لیتر است. اما از آنجایی که میزان این هورمون در طول روز به شدت نوسان می‌کند اندازه‌گیری تستوسترون خون باید در ساعت ۷ و ۱۰ صبح انجام شود تا نتایج حاصله بیشترین میزان دقت را داشته باشد.
مردان مبتلا به هیپوگنادیسم باید درمان جایگزین با تستوسترون خارجی دریافت کنند. موارد استثنا که نباید هورمون‌درمانی انجام شود، شامل مردان مبتلا به سرطان پروستات یا پستان، بالا بودن میزان آنتی‌ژن اختصاصی پروستات (PSA) که در خون اندازه‌گیری می‌شود، وجود گره‌ها یا توده‌هایی در پروستات یا بزرگی شدید پروستات، بالا بودن تعداد سلول‌های قرمز خون و غلظت خون، قطع تنفس انسدادی حین خواب درمان‌نشده، یا نارسایی شدید قلبی است.
همچنین تحقیقات اخیر نشان می‌‌دهد که مردان سالمند و مردانی که دارای بیماری قلبی- عروقی هستند یا عوامل خطرساز عمده برای بیماری قلبی مانند فشار خون بالا دارند، باید با کمال احتیاط تستوسترون را دریافت کنند. با وجود مواردی که در بالا ذکر شد، درمان با تستوسترون تنها برای مردان مبتلا به «هیپوگنادیسم» تایید شده است (در آمریکا ۲۵۰ هزار نفر به این علت تستوسترون دریافت می‌کنند). اما بر اساس گزارش موسسه پزشکی آمریکا، در سال ۲۰۰۲ تعداد نسخه‌ها برای تجویز داروهای تستوسترونی ۷۵/۱ میلیون مورد و هزینه‌ای بالغ بر ۴۰۰ میلیون دلار داشته و این ارقام در حال افزایش سریع است. اغلب این مردان تستوسترون را برای خواص ادعایی «ضدپیری» آن یا برای درمان اختلال نعوظ (که تاثیر تستوسترون در این مورد بسیار مورد تردید است) مصرف می‌کنند. حتی اگر مشکلات احتمالی پروستات ناشی از مصرف تستوسترون را در نظر نگیریم، بررسی‌های اخیری که نشان‌دهنده اثر تستوسترون بر بیماری‌های قلبی بوده‌اند، ما را وادار می‌کند که این موضوع را جدی بگیریم. بسیاری از کارشناسان معتقدند دریافت تستوسترون باید به مردانی محدود شود که دچار هیپوگنادیسم هستند یا آنهایی که حین انجام یک آزمایش بالینی تستوسترون دریافت می‌کنند و به دقت تحت‌نظر هستند.

علائم کمبود تستوسترون چیست؟
۱) علائم به شدت بیانگر کمبود تستوسترون:

• کاهش میل و فعالیت جنسی
• کاهش نعوظ‌های خودبه‌خودی
• کوچک شدن بیضه‌ها یا بیضه‌های بسیار کوچک
• کاهش موی صورت و بدن
• پوکی استخوان، شکستگی با ضربه خفیف، کاهش قد
• بزرگی یا حساسیت پستان
• گرگرفتگی و تعریق شبانه
• ناباروری
۲)علائم کمتر اختصاصی:

 

• کاهش توده یا قدرت عضلانی
• کاهش انرژی، خستگی و خواب‌آلودگی
• افزایش چربی بدن
• افسردگی
• اختلال تمرکز و حافظه
• اختلال خواب یا افزایش خواب‌آلودگی
• کم‌خونی
• کاهش قدرت و کارکرد جسمی.

 

 

چگونـه با گذشـتـه خـود صلـح کنیـم و آینـده را بسـازیـم؟

 

چگونـه با گذشـتـه خـود صلـح کنیـم و آینـده را بسـازیـم؟

 

گاهی وقت‌ها ما با دیگران مشکلی نداریم، با کسی دعوایی نداریم، از کسی ناراحت نیستیم و تنها مشکل‌مان با خودمان است. بهتر است بگوییم با گذشته خودمان….
ما با خودمان قهر هستیم، از خودمان خسته هستیم و نمی‌دانیم چه باید بکنیم. اگر شما هم این مشکل را دارید باید بدانید مشکل شما تا حدود زیادی قابل‌حل است مخصوصا مشکلاتی که خود را در آنها مقصر نمی‌دانید و به نوعی خود را یک قربانی به حساب می‌آورید مثلا قربانی مشکلات خانوادگی، بیماری‌های موروثی، اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی و…
نمی‌خواهیم بگوییم این راه‌هایی که در ادامه می‌آید به طور کامل می‌تواند مشکل شما را حل کند اما این موارد می‌توانند روابط زندگی شما را تا حد زیادی تغییر دهند و مرهمی باشد بر دردهای کهنه شما.

۱ راه جدیدی پیش بگیرید؛
اولویت خودتان را پیدا کنید: شاید تکراری باشد اما اهمیت دارد. شما باید به رویاهایتان جامه عمل بپوشانید وگرنه این رویاها در روح شما سرگردان می‌مانند. آنها به دنیا نیامده می‌میرند و مرگ رویاهای ما مرگ خود ماست. پس رویاهایتان را که در اولویت قرار دارند بیابید و به آنها جان بدهید. حتی اگر این جان دادن در تصور شما باشد!

۲ به خودتان اعتماد کنید؛
به خرد درونی‌تان گوش دهید: همه ما از درونمان ندایی را می‌شنویم؛ ندایی که با ما حرف می‌زند و ما نمی‌شنویم، یعنی می‌شنویم اما گوشمان را به روی آنها می‌بندیم. این بار این کار را بکنید و به صدای درون‌تان و آنچه می‌خواهد با مهربانی گوش دهید. شاید جواب در درون شماست و شما بیهوده در دنیای بیرون و دیگران جست‌وجوگر آن هستید.
۳ یک قدم عقب‌ بروید؛
خودتان را از ناراحتی‌ها دور کنید: گاهی وقت‌ها ما در یک دایره از اشتباهاتمان قرار می‌گیریم و به جای اینکه پا را بیرون از دایره بگذاریم با این توجیه که دیگر کار از کار گذشته خودمان را درگیر مشکلات بیشتری می‌کنیم در حالی که به جای جلو رفتن بهتر است به عقب بازگردیم.
۴ دنبال امتیاز بالاتر نباشید؛
به استانداردهای خودتان برسید: برخلاف باور بسیاری از ما زندگی برد و باخت نیست؛ بلکه شما در همان سطحی که هستید می‌توانید آدم موفقی باشید. گاهی موفق بودن نفر اول در میدان بودن است، گاهی راه رفتن است و گاهی توان ایستادن و حتی گاهی تحمل همیشه روی صندلی چرخ‌دار نشستن و ادامه زندگی.

مطالعه کردن و آرتروز گردن

 

مطالعه کردن و آرتروز گردن

 

شما چقدر اهل مطالعه‌اید؟ چند ساعت از روز مشغول خواندن و نوشتن هستید؟ درباره اصول صحیح مطالعه چه می‌دانید؟
اصلا به نظر شما خواندن و نوشتن هم می‌تواند به استخوان و مفاصل آسیب برساند؟ برای پاسخ به این سوال‌ها با دکتر علی ترکمان، ارتوپد، جراح و متخصص بیماری‌های استخوان و مفاصل، فوق‌تخصص جراحی زانو و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گفت‌وگویی کرده‌ایم….
ایشان به نکته‌های مهمی درباره اصول صحیح مطالعه اشاره کردند که خواندنش را به دانش‌آموزان، دانشجویان و همه افرادی که اهل مطالعه هستند و چند ساعت از روز را مشغول خواندن و نوشتن‌اند پیشنهاد می‌کنیم.
آقای دکتر! بعضی‌ها عادت دارند در حالت خوابیده و روی زمین مطالعه کنند. بهترین حالت بدن هنگام خواندن، نوشتن و مطالعه چه حالتی است؟
هنگام مطالعه سر نباید بیشتر از ۲۰ تا ۲۵ درجه خم شود. میزان خم و راست شدن سر را هم می‌توان این‌طور تشخیص داد که اگر مدادی را با دندان بگیرید و بین دندان‌های جلو قرار دهید این مداد باید به طور طبیعی موازی زمین باشد و اگر سر را ۲۰ تا ۲۵ درجه خم می‌کنید، مداد بیشتر از ۲۰ تا ۲۵ درجه خم نشود. هنگام مطالعه باید به خم و راست شدن سر و زاویه گردن توجه داشت. سر نباید خیلی به طرف پایین خم شود چون این حالت پس از مدتی دانش‌آموزان و دانشجویان را دچار درد گردن می‌کند و در طولانی‌مدت می‌تواند مشکلاتی مانند آرتروز گردن ایجاد کند.

اما خواندن و نوشتن در حالت صاف سخت است و اغلب افراد هنگام مطالعه برای نوشتن یا خواندن کتاب به سمت جلو خم می‌شوند! برای رفع این مشکل می‌توان از میزهای مهندسی که سطح آنها زاویه‌دار و مورب است، استفاده کرد. در این صورت کتاب روبه‌روی صورت قرار می‌گیرد و دیگر لازم نیست فرد سرش را به سمت پایین خم کند.

بعضی دانش‌آموزان عادت دارند در حالت خوابیده روی شکم مشق بنویسند و کتاب بخوانند. مطالعه در این حالت می‌تواند موجب درد و آسیب شود؟
بله. این حالت هم اشتباه است. هنگام مطالعه در وضعیت خوابیده روی شکم سر به عقب می‌رود که در طولانی‌مدت می‌تواند موجب خستگی گردن و درنهایت مشکلات گردن شود. حتی برخی افراد هنگام مطالعه به پشت می‌خوابند، یک بالش زیر سرشان می‌گذارند و کتاب را روی سینه‌شان قرار می‌دهند. این حالت‌های غلط مطالعه نباید عادت شود چون در طولانی‌مدت به بدن آسیب می‌رساند.

پس بهتر است افراد هنگام مطالعه روی میز و صندلی بنشینند؟
بله. با میز و صندلی راحت‌تر می‌شود مطالعه کرد. البته اصول صحیح مطالعه باید رعایت شود.

چه اصولی؟
به عنوان نمونه وقتی فرد روی صندلی می‌نشیند کف پاها راحت روی زمین قرار بگیرد. در این حالت زاویه ران و تنه حدود ۹۰ درجه باشد. پشتی صندلی در ناحیه گودی کمر قوس و برآمدگی داشته باشد. (بسیاری از صندلی‌های راحتی برآمدگی دارند و اگر صندلی فاقد این ویژگی بود، می‌توان از یک بالش کوچک استفاده کرد.) فرد هنگام مطالعه صاف بنشیند و قوز نکند. پشتی صندلی قابل‌انعطاف باشد تا فرد برای رفع خستگی بتواند به سمت عقب متمایل شود. بهتر است صندلی برای استراحت آرنج و ساعد دسته داشته باشد و قسمت سر و گردن صندلی محافظ داشته باشد. ارتفاع صندلی قابل تنظیم باشد و متناسب با اندازه افراد بالا و پایین برود. درنهایت هم وقتی فرد با این شرایط روی صندلی نشست ارتفاع میز کار در حد آرنج‌های او قرار بگیرد.

یک سوال ویژه دانش‌آموزان سختکوش! گاهی کنار ناخن انگشت سوم‎ بعضی دانش‌آموزان که زیاد مشق می‌نویسند یک برآمدگی ایجاد می‌شود که موجب نگرانی والدین می‌شود. علت چیست؟
علت این برآمدگی شاخی شدن سلول‌های پوست در محل تماس با مداد و خودکار است. این حالت موقتی است و وقتی مقدار نوشتن کمتر شود پس از مدتی برطرف می‌شود.

آیا لوازم‌التحریر می‌تواند به استخوان و مفاصل آسیب برساند؟ در انتخاب نوشت‌افزار به چه نکته‌ای باید توجه کرد؟
نه، معمولا لوازم‌التحریر ایجاد مشکل نمی‌کند اما باید با اندازه دست متناسب باشد و فرد هنگام نوشتن و در دست گرفتن آنها احساس راحتی کند.
این روزها مطالعه کتاب و نوشتن با قلم و کاغذ کمتر شده و در عوض مطالعه از طریق خواندن صفحات وب و نوشتن از طریق تایپ با صفحه کلید کامپیوتر انجام می‌شود. در این نوع نوشتن و مطالعه باید چه اصولی را رعایت کرد؟
افرادی که شغلشان طوری است که روزی ۷ تا ۸ ساعت با رایانه کار می‌کنند، ممکن است در انگشتان و مچ دست دچار درد و ناراحتی و خستگی شوند اما در مورد دانش‌آموزان و دانشجویان و افراد عادی که این زمان زیاد نیست مشکل خاصی ایجاد نمی‌شود و رعایت همان اصولی که ذکر شد کافی است. ضمن اینکه مانیتور باید روبه‌روی صورت قرار بگیرد و سر هم به طرف عقب یا جلو خم نشود.
و نکته آخر؟
به افرادی که زیاد مطالعه می‌کنند به ویژه آنهایی که در مقاطع کارشناسی به بالا مطالعات سنگینی دارند و روزی ۱۰ تا ۱۵ ساعت مطالعه می‌کنند توصیه می‌کنم اصول صحیح مطالعه را رعایت کنند. با توجه به اینکه ساعت‌های طولانی مشغول درس خواندن و نوشتن و مطالعه هستند به مدت طولانی در یک حالت نمانند. هر ۱۵ دقیقه یا نیم ساعت یک بار برای رفع خستگی از جایشان بلند شوند و با انجام یک فعالیت دینامیک سر و گردن و دست و پاها را حرکت دهند.

 

قدرت تمرکز و یادگیری با این بیماری کاهش می‌یابد!

 

قدرت تمرکز و یادگیری با این بیماری کاهش می‌یابد!

 

برای فعالیت ذهنی، جسمی و خون است که فقر آن در بدن باعث کم خونی ، خستگی، سردرد، …
دکتر مسعودکیمیاگر  اظهار داشت:«آهن یکی ازعناصر مهم و حیاتی برای فعالیت ذهنی، جسمی و خون است که فقر آن در بدن باعث کم خونی ، خستگی، سردرد، خستگی و کاهش ظرفیت انجام فعالیت‌های بدن می‌شود و به طو رمستقیم بر قدرت یادگیری . تمرکز تأثیر می گذارد.»

وی افزود:«آهن یکی از عناصر اصلی و حیاتی برای ساخت هموگلوبین است که با کاهش و فقر آهن فرد دچار کم خونی و عوارض ناشی از آن می‌شود.«

این متخصص تغذیه تصریح کرد:«رنگ پریدگی، خستگی زودرس، بی تفاوتی، سر گیجه، سر درد و سرگیجه و تنبلی از جمه عوارض کم خونی ناشی از کم خونی می‌باشد.»

کیمیاگر گفت:«فقر آهن به دلیل دریافت ناکافی آهن در پی رژیم سخت، جذب نا کافی، خون ریزی زیاد و افزایش نیاز رخ می دهد و در صورت درمان به کم خونی تبدیل می‌شود.»

وی ادامه داد:«میزان نیاز آهن بر اساس جنسیت و سن متفاوت است و این نیاز در زنان باردار به دلیل افزایش حجم خون، رشد جنین و سایر بافت‌ها افزایش می‌یابد.»

کیمیاگر اظهار داشت:«منابع حاوی آهن شامل جگر، قلوه، گوشت قرمز، ماهی، زرده تخم مرغ و سبزیجات برگ تیره و حبوبات می‌باشد البته جذب آهن منابع حیوانی بالا است ولی منابع گیاهی به دلیل جذب پایین باید همراه ویتامین C مصرف شوند.»

این متخصص تغذیه تصریح کرد:«خوردن سیر، چایی همراه غذا و مصرف بیش از اندازه لبنیات میزان جذب آهن را در بدن کاهش می‌دهد و فرد با کمبود آهن مواجه می شود.»

وی افزود:«کم خونی و فقر آهن با خوردن مکمل آهن می‌شود ولی مصرف آن نباید خودسرانه و بدون تجویز پزشک باشد زیرا مصرف زیاد آن مسمومیت شدید را به دنبال دارد.

نوشته شده توسط مصطفی در 14:58 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389

عکسهاي تايلند

 

نوشته شده توسط مصطفی در 9:5 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم فروردین 1389

سفر به تایلند

 

درباره تايلند

 

تایلند را اغلب با نام سرزمین لبخند می شناسند زیرا مردم آن تقریبا همیشه در هر موقعیتی لبخند بر لب دارند. در تایلند معمولا با چسباندن دو کف دست به یکدیگر در مقابل سینه، به دیگران سلام می کنند که این حرکت وای Wai نامیده می شود. اگر یک تایلندی در مقابل شما چنین حرکتی کرد، بهتر است که آن را بی پاسخ نگذارید. مردم این کشور همانند بسیاری از فرهنگ های آسیایی، احترام بسیاری برای اجداد خود قایل هستند و در واقع یکی از مهم ترین جنبه های فرهنگ آنهاست به طوری که برای احترام به بزرگترهای خود، در مقابل آنها خم می شوند. افراد مسن تر نیز همیشه در تصمیمات یا مراسم خانوادگی نقش اول را دارند.
تایلندی ها بسیار میهمان نواز هستند اما در عین حال فاصله طبقاتی برای آنها مهم است. آنها انسان هایی صبور و اهل مدارا بوده و از رفتارهای تند و توهین آمیز دوری می کنند. تابوهای آنها نیز بیشتر در زمینه مذهب و سلطنت است و بنابراین گردشگران نباید حرکت یا بیان اهانت آمیزی به خاندان سلطنتی یا مذاهب داشته باشند. هنگام بازدید از معابد یا کاخ پادشاهی، گردشگران باید لباس مناسب و نسبتا پوشیده ای به تن داشته و پیش از ورود کفش ها را از پا درآورند.
تایلندی ها همگی علاوه بر نام اصلی خود، دارای نام غیررسمی و معمولا کوتاهی نیز هستند که با آن یکدیگر را صدا می زنند. در این کشور پیش از نام بزرگترها عنوان Pee و برای کوچکترها عنوان Nong را به کار می برند. گردشگران می توانند از عنوان Khun نیز برای خطاب بزرگترها استفاده کنند.
دست زدن به سر افراد یا اشاره با پا به چیزی، در این کشور بسیار بد شمرده می شود زیرا تایلندی ها سر را مقدس ترین و پا را پست ترین بخش بدن می دانند. کتاب ها از جمله اشیای پرارزش برای آنها به شمار می روند بنابراین نباید آنها را روی میز سر داده یا روی زمین قرار داد.

در کشور تایلند، رنگ های مختلف نشانگر روزهای هفته هستند. زرد رنگ روز دوشنبه است و از جایی که پادشاه کنونی در این روز متولد شده است، رنگ زرد نیز رنگ سلطنتی است و وجود پرچم هایی به این رنگ در سراسر کشور، نشانگر حمایت گسترده تایلندی ها از پادشاهی است. پس از سال ۲۰۰۶ که شصتمین سالگرد سلطنت پادشاه تایلند را در این کشور جشن گرفتند، بیشتر مردم در روز دوشنبه لباس زرد بر تن می کنند تا وفاداری و احترام خود را نسبت به پادشاه نشان دهند. در جریان کودتای سال ۲۰۰۶ نیز سربازان به اسلحه خود روبان زردی بسته بودند تا نشان دهند با احترام تمام به پادشاه خود در این کودتای آرام شرکت کرده اند.
مردم تایلند رابطه ای نزدیک با فیل ها دارند و این حیوانات جایگاه بالایی نزد این مردم دارند. اهمیت فیل ها در نمادین بودن آنها برای پادشاهی، مذهب و ملت است زیرا در تاریخ، اسطوره و افسانه های مردم تایلند، این حیوانات همواره نقشی برجسته داشته اند.
فرهنگ تایلندی ریشه در فرهنگ هند دارد و دوران طلایی آن به زمان پادشاهی آیوتایا بازمی گردد که آثار تاریخی بی نظیر و هم چنین رقص و نمایش تایلندی بر جای گذاشته است.
با وجود اینکه هر زمانی برای سفر به تایلند خوشایند است، اما بهترین فصل از نظر کم بودن گرما و باران، بین ماه های نوامبر تا فوریه و در فصل سرماست. دمای هوا در این فصل روزها ۲۸ درجه سانتیگراد و شب ها ۱۲ درجه سانتیگراد است و هوا کم ترین رطوبت را دارد. پس از آن فصل گرما آغاز می شود که آوریل گرمترین ماه آن است و جشن آب نیز به همین دلیل در نیمه این ماه برگزار می شود.
تایلند دارای آب و هوای گرمسیری است و سه فصل مشخص دارد:
گرم و خشک، از فوریه تا می، میانگین دمای ۳۴ درجه، رطوبت ۷۵ درصد.
بارانی و آفتابی، از ژوئن تا اکتبر، میانگین دمای ۲۹ درجه، رطوبت ۸۷ درصد.
سرد، از نوامبر تا فوریه، میانگین دما تا زیر ۲۰درجه، کاهش رطوبت.

در فصل باران های موسمی، در بانکوک معمولا باران زیادی در ماه های آگوست و سپتامبر می بارد و در اکتبر به بیشترین حد خود رسیده و سیلاب هایی نیز در شهر جاری می شوند.
تایلند در قلب جنوب شرق آسیا، بین کشورهای هند و چین و در شمال خلیج تایلند و شرق دریای آندامان واقع شده است. تایلند با مالزی در جنوب، با میانمار (برمه) در شمال غرب، با لائوس در شمال شرق و با کامبوج در جنوب شرق هم مرز است. تنها راه ارتباط زمینی میان دو کشور مالزی و سنگاپور با سایر کشورهای آسیا نیز از طریق تایلند است.

شمال آن کوهستانی با جنگل های سبز و زمستان های کمی سرد و دارای بلندترین قله این کشور به نام دوی اینتانون Doi Inthanon است. مرکز آن دره هموار رودخانه چائوپرایا Chao Phraya است که به خلیج تایلند منتهی می شود و یکی از حاصلخیز ترین مناطق رشد میوه و برنج در جهان است. جنوب آن نیز منطقه ای کم عرض است که به شبه جزیره مالزی می رسد و سواحل زیبای جزایر آن محل مناسبی برای استراحتگاه های تابستانی هستند. مهم ترین بنادر ماهیگیری نیز در این منطقه قرار دارند.

مساحت تایلند ۵۱۳.۱۱۵ کیلومتر مربع و طول سواحل آن ۳۲۱۹ کیلومتر است. این کشور ۷۶ ایالت دارد و بانکوک که پایتخت آن است، تقریبا در مرکز آن و در کنار رودخانه چائوپرایا واقع شده است.
زبان تایلندی Thai یکی از قدیمی ترین زبان ها در شرق است و بیشتر مردم تایلند به این زبان صحبت می کنند هرچند گویش های قومی و منطقه ای بسیاری نیز در نقاط مختلف این کشور وجود دارند. تایلندی زبان رسمی این کشور است و الفبای مخصوص خود را دارد. زبان گفتاری و نوشتاری این کشور کاملا برای کسانی که به این کشور سفر می کنند، غیر قابل فهم است. این زبان، تک سیلابی و با پنج لحن ( آهنگ ) مختلف است که هر لحنی، معنای یک سیلاب واحد را تغییر می دهد. ترکیب این لحن ها و سیستم نوشتاری پیچیده و نیز تلفظ های دشوار این زبان سبب شده که یادگیری این زبان برای خارجی ها سخت شود.

با اینکه زبان انگلیسی در مدارس تایلند آموزش داده می شود، اما میزان تسلط به آن میان مردم این کشور چندان زیاد نیست. با این وجود در بیشتر هتل ها، رستوران ها و فروشگاه های این کشور، انگلیسی و برخی از زبان های اروپایی استفاده می شود و اسامی خیابان ها نیز به هر دو زبان انگلیسی و تایلندی هستند.

هر چند یادگیری این زبان ساده نیست اما کسانی که به این کشور سفر می کنند، با یادگیری واژگان اندک می توانند تجربه دلپذیرتری داشته باشند به ویژه اینکه مردم این کشور انتظار ندارند خارجیان زبان آنها را بدانند و از این رو بسیار شگفت زده شده و به آنها می گویند که بسیار خوب صحبت می کنند.

برای تبدیل نوشتاری زبان تایلندی به لاتین، هیچ روش استانداردی وجود ندارد و بنابراین ممکن است یک کلمه واحد تایلندی به چندین شکل لاتین نوشته شود به همین دلیل هم در کتاب های راهنما، واژه نامه ها و سایر متون، از روش های مختلفی استفاده می شود. استانداردترین روش موجود " سیستم نوشتاری پادشاهی تایلند " است که استفاده از آن رو به افزایش است و برای اسامی خیابان ها نیز همین شیوه به کار برده می شود.

ترتیب جملات در این زبان به صورت فاعل، فعل، مفعول است که فاعل معمولا در جمله حذف می شود. ضمایر نیز بنابر جنسیت افراد تغییر می کند.هم چنین افعال در زبان تایلندی صرف نمی شوند و هیچ شناسه ای ندارند.
تایلند حدود ۶۵.۴۹۳.۲۹۸ نفر جمعیت دارد که ملیت و زبان آنها تایلندی Thai است. از این تعداد، بیش از ۱۰ میلیون نفر در بانکوک زندگی می کنند.

مردم تایلند، علاوه بر تایلندی های بومی این کشور، از نژادهای مختلفی هستند از جمله چینی، لائوسی، مالزیایی، پارسی و هندی. حدود ۷۵ درصد از جمعیت این کشور تایلندی، ۱۴ درصد چینی و ۱۱ درصد از باقی قومیت ها هستند از جمله مالزیایی، هندی و برمه ای.

همچنین ۹۴/۶ درصد از مردم این کشور بودایی، ۴/۶ درصد مسلمان، ۰/۷ درصد مسیحی و ۰/۱ پیرو سایر ادیان هستند.

بزرگترین گروه غیر تایلندی ها را چینی ها تشکیل می دهند که نقش قابل توجهی در تاریخ این کشور داشته اند. اکنون بسیاری از آنها کاملا وارد جامعه تایلندی شده و حتی در محله چینی های China Town بانکوک نیز زندگی نمی کنند.

** در تایلند نرخ مهاجرت صفر و نرخ سواد ۹۱ درصد است.

نرخ رشد جمعیت در تایلند ۰/۶۴ درصد، متوسط سن مردم آن ۷۲ سال بوده و ساختار سنی در این کشور از این قرار است:
۰ تا ۱۴ سال : ۲/۲۱ درصد
۱۵ تا ۶۴ سال : ۳/۷۰ درصد
۶۵ سال به بالا : ۵/۸ درصد
غذاهای تایلند به دلیل قرار گرفتن این کشور در میان چین و هند، آمیزه ای از غذاهای این دو کشور است. غذا در تایلند وعده مشخصی ندارد و معمولا بخارپز شده یا تفت داده می شود. برخی از موادی که در آشپزی تایلندی بسیار رایج هستند عبارتند از: سیر، ‌فلفل قرمز، برگ لیمو، شیر نارگیل، تمر هندی، زنجبیل، فلفل سیاه، ریحان، زردچوبه، زیره سبز، آب لیمو و سس ماهی.

غذای اصلی تایلند، برنج به ویژه برنج سفید است که تقریبا در همه وعده های غذایی استفاده می شود. پس از آن رشته، کاری، و نیز ماهی و میگو در غذاهای این کشور به وفور یافت می شوند. دلیل آن نیز وجود خلیج تایلند و هم چنین رودخانه های بسیار است که وابستگی غذاهای تایلندی را به موجودات و گیاهان دریایی نشان می دهد.

آشپزی سنتی تایلند معمولا به شکل آب پز، کباب کردن یا پختن بوده اما در طول سال ها با تاثیر از چینی ها، سرخ کردن و تفت دادن هم وارد آن شده است. فلفل را هم پرتغالی هایی که در قرن هفدهم از امریکای جنوبی به تایلند آمدند، با خود به همراه آوردند.

در تایلند غذا یکباره و با هم سرو می شود. غذای مناسب تایلندی شامل سوپ، خوراک کاری با ادویه یا سالادی ادویه دار، سس همراه با ماهی و سبزیجات می شود. اما اگر سوپ ادویه دار باشد، غذایی بدون ادویه را جایگزین کاری می کنند زیرا باید هارمونی طعم و ترکیب در هر غذا و هم چنین میان تمام غذاها با هم وجود داشته باشد. در کنار این غذاها معمولا سالادی تند و چندین سس مختلف برای انواع این غذاها و نیز دسری شیرین و یا میوه های تازه وجود دارند.
پادشاهی تایلند که از نیمه های قرن ۱۴ به وجود آمده است، تا سال ۱۹۳۹ با نام سیام Siam در جهان شناخته می شد. حکومت این کشور در سال ۱۹۳۲ با وقوع تحولی انقلابی، به پادشاهی مشروطه تغییر پیدا کرد و پادشاه فعلی تایلند نیز از سال ۱۹۴۶ در راس حکومت این کشور قرار دارد.
ریاست دولت در تایلند به دست نخست وزیر و شهر بانکوک، پایتخت این پادشاهی و مرکز فعالیت های سیاسی، تجاری و فرهنگی آن است.

بانکوک همچنین محل سکونت خانواده سلطنتی تایلند نیز است. پادشاه فعلی تایلند، رامای نهم یا H.M. Bhumibol Adulyadej نام دارد و بیش از نیم قرن است که بر تایلند حکومت می کند. وی که در واقع نهمین پادشاه از سلسله چاکریChakri به شمار می رود، تاکنون طولانی ترین دوران سلطنت را در میان پادشاهان تایلند و نیز در میان پادشاهان دنیا داشته است.

پرچم تایلند: Flag
پرچم این کشور که از سال ۱۹۱۷ برای این کشور انتخاب شده، از پنج نوار افقی به رنگ های قرمز، سفید، آبی، سفید و قرمز تشکیل شده است و پهنای نوار آبی رنگ آن دو برابر چهار نوار دیگر است. رنگ های قرمز، سفید و آبی به ترتیب نشانگر ملت، مذهب و پادشاهی تایلند هستند.

نماد ملی: National Symbol
نماد ملی تایلند به شکل پرنده بزرگ افسانه ای در آیین بودایی است که گارودا Garuda خوانده می شود. این نماد در تایلند به عنوان نماد خاندان سلطنتی نیز به کار می رود.
مذهب در زندگی مردم تایلند نقش بسیاری دارد. مذهب اصلی تایلند، بودایی Buddhism است و بیش از ۹۰ درصد مردم آن پیرو مکتب تراودا Theravada هستند. بودا Buddha حدود پنج قرن پیش از میلاد، در هندوستان می زیست و بوداییان پیروان آموزه های معنوی وی هستند.
سال ها پس از مرگ بودا، پیروان وی به چند دسته تقسیم شدند. دسته ای از آنها که فقط به آموزه های شخص بودا اعتقاد داشتند، تراوادا نامیده می شوند که بوداییان تایلند جزو این دسته هستند و دسته دیگر مهایانا یا نواندیشان خوانده می شوند که خود به چند شاخه تقسیم می شوند و از جمله آنها فرقه ذن است. با این حال مشخص است که این گسترش جغرافیایی و چند دستگی در آموزه های بودا، تفاوت چندانی در این آیین ایجاد نکرده و جوهر آن همانگونه باقی مانده است.

پس از بوداییان، مسلمانان دومین گروه مذهبی بزرگ در تایلند هستند که عمدتا در چهار ایالت جنوبی کشور سکونت دارند. در مناطق خاصی از تایلند، اکثریت جمعیت با مسلمان هاست که بزرگترین اقلیت مذهبی تایلند بوده و در اجتماعاتی مجزا از غیر مسلمانان زندگی می کنند.

مسیحیان تایلند که اغلب کاتولیک هستند، کمتر از یک درصد جمعیت تایلند را تشکیل می دهند و در کنار آنها پیروان آیین سیک و هندو زندگی می کنند.

در تایلند، ۹۴.۶ درصد مردم بودایی، ۴.۶ درصد مسلمان، ۰.۷ درصد مسیحی و ۰.۱ درصد باقی ادیان هستند. در تایلند برای پیروان تمامی ادیان، آزادی مذهبی وجود دارد.
کم پیش می آید که در بانکوک باشید و جشن یا فستیوالی به مناسبتی برگزار نباشد! تایلند در طول سال، شاهد چندین جشن زیبا به مناسبت های مختلف است که بعضی از آنها نیز جزو تعطیلات رسمی کشور هستند. تایلندی ها از آنجا که علاقه زیادی به جشن و شادی دارند، از هر فرصتی حتی کریسمس، برای برگزاری جشن های ملی استفاده می کنند به طوری که سال نو را در تایلند سه بار جشن می گیرند: سال نو میلادی در ژانویه، سال نو چینی در فوریه و سال نو تایلندی در آوریل. بیشتر جشن ها ملی نیز در فصل خنک که بین ماه های نوامبر تا فوریه است، برگزار می شوند.

جشن آب: Songkran Festival

جشن سال نو تایلندی، در ۱۳ آوریل هر سال برگزار می شود و ۳ روز به طول می انجامد تا ۱۵ آوریل که نخستین روز سال جدید است. واژه Songkran در زبان تایلندی به معنی حرکت کردن و تغییر مکان است و علت نامگذاری آن حرکت خورشید در منطقه البروج است.
در این روز همچنین جشن آب برگزار می شود که در واقع شروع فصل باران بوده و به باور مردم تایلند، این آب بداقبالی را از آنها شسته و دور می کند. این سنت در جامعه تایلندی بسیار باارزش است. در روز جشن اعضای خانواده دور هم جمع می شوند تا احترام خود را به بزرگترها با ریختن آب خوشبو برروی دست های آنها نشان دهند و در مقابل از دعای آنها برای خوش بختی و سعادت برخوردار شوند.
در بعد از ظهر این روز پس از ادای احترام به بودا و شستن آن، همه مردم از پیر و جوان به یکدیگر آب می پاشند. معروف ترین جشن آب، در ایالت چیانگ مای در شمال تایلند برگزار می شود که مردم زیادی در این روزها از مناطق مختلف کشور برای شرکت در این جشن به چیانگ مای می روند.

جشن ماه کامل: Loy Krathong
یکی از زیباترین و محبوب ترین جشن های تایلند لوی کراتونگ نام دارد. این جشن هر سال در روز ماه کامل از دوازدهمین ماه تقویم قمری تایلند برگزار می شود که در تقویم میلادی معمولا روزی از ماه نوامبر است. لوی به معنای شناور کردن و کراتونگ به معنای کلکی به شکل نیلوفر آبی و ساخته شده از برگ موز است.
در شامگاه این روز بسیاری از مردم به کانال یا رودخانه نزدیک محل سکونت خود می روند تا کلک های خود را که شمع و عود روی آن را روشن کرده اند، برای ادای احترام و تشکر از الهه آبها، در رود رها کرده و تمام کینه ها، خشم و پلیدی ها ار از خود دور کنند. مردم هم چنین ناخن و موی خود را کوتاه کرده و آن را همراه با کلک خود رها می کنند تا ناپاکی ها را از وجود خود پاک کنند، آنها بر این باورند که این کار برای آنها خوش شانسی می آورد و گناه و بدی را دور می کند.
کلک ها از پوست و برگ درخت موز ساخته شده و با یک گل، یک شمع و ۳ عدد عود و سکه تزیین می شود. پیش از رها کردن آن در آب، آنها را روشن می کنند . تایلندی ها معمولا هنگام رها کردن کلک خود در آب آرزویی می کنند و بسیاری باور دارند که اگر شمع آنها تا زمانی که از نظر خارج نشده، روشن بماند، آرزوی آنها برآورده خواهد شد.

در چیانگ مای روز قبل از لوی کراتونگ، این روز را جشن می گیرند و فانوس های خود که به شکل بالون هستند را در شامگاه این روز رها می کنند تا بد اقبالی از آنها دور شود و نور فانوس راه درست را در زندگی به آنها نشان دهد.
تعطیلات رسمی در تایلند، هر سال در تقویم قمری همان سال اعلام می شود و به این دلیل با اندکی با تغییر همراه است:
اول ژانویه: روز آغاز سال نو
۶ آوریل: روز یادبود پادشاه رامای اول
۱۵-۱۳ آوریل:‌ جشن سال نو تایلندی- جشن آب
ماه می: مراسم سلطنتی کاشت، آغاز رسمی فصل کاشت در تایلند
اول می: روز جهانی کارگر
پنجم می: روز تاجگذاری
اول جولای: روز نیمه سال
۱۲ آگوست: روز تولد ملکه، روز مادر
۲۳ اکتبر: سالمرگ رامای پنجم
۵ دسامبر: روز تولد پادشاه، روز ملی، روز پدر
۱۰ دسامبر: روز قانونگذاری - تبدیل حکوت تایلند به سلطنت مشروطه
۳۱ دسامبر: شب سال نو
اقتصاد
تایلند که سال هاست دومین اقتصاد بزرگ جنوب شرق آسیا پس از اندونزی است، پس از پشت سر گذاشتن بحران اقتصادی آسیا در سال ۹۸-۱۹۹۷، توانسته است با اقتصاد آزاد، افزایش صادرات و سیاست های جلب سرمایه گذاری، این بحران را به خوبی پشت سر بگذارد. شناورسازی نرخ ارز هم از سال ۱۹۹۷ برای مقابله با بحران اقتصادی، در این کشور آغاز شده و هم اکنون تایلند توانسته با کسری بودجه خود مقابله کرده و علاوه بر آن به مازاد تجاری نیز دست یابد.

اقتصاد تایلند متکی به صادرات است و حدود ۶۰ درصد از درآمد ناخالص داخلی آن از صادرات تامین می شود. مهمترین صادرات آن شامل لباس و کفش، برنج و زیورآلات می شود. اصلی ترین شغل در تایلند کشاورزی است و این کشور بزرگترین صادرکننده برنج در جهان محسوب می شود. مهمترین صنعت آن گردشگری است و پس از آن لباس و پارچه و سپس محصولات کشاورزی قرار دارند.

-- در این کشور نرخ بیکاری ۲.۱ درصد و نرخ تورم ۵.۱ درصد است و ۱۰ میلیون نفر از جمعیت آن زیر خط فقر زندگی می کنند.
واحد پول تایلند از اواخر قرن ۱۹ تاکنون بات Baht بوده است و هر بات به صد ستنگ Satang تقسیم می شود. اسکناس های رایج در تایلند از بیست تا هزار بات متغیر است و بر روی تمامی آنها تصویری از پادشاه کنونی تایلند به همراه نمادهای دیگری همچون مهر سلطنتی وجود دارد.

اسکناس های رایج در این کشور شامل ۱۰۰۰ بات (خاکستری)، ۵۰۰ بات (بنفش)، ۱۰۰ بات (قرمز)، ۵۰ بات (آبی) و ۲۰ بات (سبز) می شوند و اسکناس ۱۰ بات (قهوه ای) نیز ممکن است گاهی به چشم بخورد ولی این اسکناس پس از دوران بحران اقتصادی آسیا از رده خارج شده است. سکه های مضروب در این کشور نیز شامل ۲۵ و ۵۰ ستنگ (به ندرت دیده می شود)، یک ، پنج و ده باتی می شوند.
کد اختصاری بات تایلند THB و نشانه نوشتاری آن Bht، ฿ یا β است.

تبدیل ارز

ارزهای معتبر و چک های مسافرتی را به راحتی می توان در هتل ها،‌ مراکز توریستی، بانک ها، مراکز خرید و صرافی ها تبدیل کرد ( در تایلند ریال تبدیل نمی شود و بات تایلند نیز در هیچ بانک خارجی تبدیل نمی شود). مراکز تبدیل ارز در کلیه مناطق توریستی و فروشگاه های زنجیره ای وجود دارند و چک های مسافرتی نیز در بانک ها و صرافی ها قابل تبدیل هستند.

تبدیل چک های مسافرتی بهتر است در بانک ها صورت گیرد و برای این کار به گذرنامه نیاز است. نرخ تبدیل ارز در بانک ها و صرافی های معتبر بهتر از هتل ها و فروشگاه ها ست. در حال حاضر (۲۰۰۹) هر دلار امریکا حدودا معادل ۳۴ بات است ولی بهتر است نرخ برابری را هر روز چک کرد.

تا چند سال پیش از بحران اقتصادی آسیا، نرخ برابری دلار و بات ثابت بود اما پس از بحران، این نرخ شناور شد. بالاترین نرخ برابری نیز مربوط به سال ۱۹۹۸ است که هر دلار امریکا برابر با ۵۶ بات تایلند بود.

کارت های اعتباری

کارت های اعتباری مانند امریکن اکسپرس، دینرز کلاب،‌ مستر کارت و ویزا در تایلند به طور گسترده مورد استفاده هستند. در هر خریدی که با این کارت ها انجام می شود، معمولا بین ۲ تا ۵ درصد هزینه معاملات بین المللی توسط بانک کسر می شود. مسافران همچنین می توانند با استفاده از خودپردازهای ATM که در سراسر شهر وجود دارند، به شکل سریعتر و راحت تری به وجه نقد دسترسی پیدا کنند هر چند باید نکات ایمنی را رعایت کنند.
 
کشور بودایی تایلند که قرن ها با نام سیام Siam شناخته می شد، شاهراه مذهب، فرهنگ و مهاجرت آسیای جنوب شرقی بوده است. تایلند کنونی به سال ۱۲۳۸ ایجاد شده و برخلاف کشورهای منطقه، هیچگاه مستعمره و تحت سلطه قدرت های اروپایی نبوده است. کلمه تای Thai به معنی آزادی است و تایلند یعنی سرزمین آزادی.
قرن ها پیش، مردمی از جنوب چین به تدریج به سوخوتای (تایلند کنونی) مهاجرت کرده و به تدریج در مناطق حاصلخیز کناره رودی در جنوب چین ساکن شدند. در اوایل قرن ۱۴، تایلندی ها شهر کوچکی را در سوخوتای بنا کرده و در اواسط این قرن نیز آنجا را به پادشاهی مستقل تایلند تبدیل کردند که پیدایش زبان، فرهنگ و معماری این کشور هم متعلق به همین دوره است.
بوکس تایلندی Thai Box ورزش رزمی ملی و بومی این کشور به شمار می رود. این ورزش از دهه ۹۰ در جهان محبوبیت پیدا کرده و با اینکه ورزش های رزمی مشابهی در سایر کشورهای جنوب شرق آسیا وجود دارد، اما هیچ یک به اندازه این بوکس که شامل حرکاتی با آرنج و زانو است، شهرت پیدا نکرده اند. تاریخچه این ورزش با تاریخ مردم تایلند آمیخته است چرا که این مردم آرام و صلح طلب، قرن ها مجبور به دفاع از سرزمین خود در برابر قدرت های متجاوزی چون برمه ای ها بوده اند.
امروزه نیز بوکس تایلندی به همراه فوتبال پرطرفدارترین ورزش ها در این کشور هستند به طوری که شبکه های تلویزیونی پنج روز هفته مسابقات بوکس را نشان داده و روزنامه های مهم کشور نیز نتایج مسابقات را پوشش می دهند.
این بوکس در پنج راند سه دقیقه ای با زمان استراحت دو دقیقه ای است. پیش از آن هر یک از دو حریف رقصی نمادین برای ادای احترام به مربی انجام می دهد. بوکس بازان همیشه سربند و بازو بند دارند. آنها بر این باورند که سربند برای ورزشکار شانس به همراه دارد زیرا آن را مربی بوکس باز به سر او بسته و تنها خود وی آن را باز می کند. بازوبند نیز برای حفاظت به کار می رود و پس از پایان مسابقه باز می شود.

قایق رانی: Long-Boat Racing
مسابقات قایق رانی از زمانی که راه های آبی اصلی ترین مسیر حمل و نقل در تایلند بوده اند، وجود دارند. تاریخچه این ورزش به ۶۰۰ سال پیش و دوره آیوتایا برمی گردد که در آن زمان این مسابقات را به منظور حفاظت از قایق های چوبی برای دفاع از کشور صورت می دادند. امروزه مسابقات قایق رانی تبدیل به یکی از جشن های سالانه تایلند شده است که صدها تماشاگر داخلی و خارجی دارد.

مسابقات قایق رانی را در پایان فصل باران که سطح آب بالاست، در ایالت هایی از کشور تایلند که آبراهی اصلی در آنها قرار دارد، برگزار می کنند. زمان برگزاری آن در ماه یازدهم یا دوازدهم از تقویم قمری تایلند ( حدود سپتامبر تا اکتبر ) است. این قایق های چوبی، بلند و باریک بوده و با پرچم و حلقه گل تزیین شده اند و اغلب بیش از ۵۰ نفر که لباس یک رنگ می پوشند، هدایت آن را بر عهده دارند.
تایلند در مقایسه با کشورهای همجوار خود در جنوب شرق آسیا، بخش رسانه ای پیشرفته ای دارد و رسانه های آن نیز به رغم برخی نظارت های دولت، از آزادی نسبی برخوردار هستند. پر مخاطب ترین رسانه در تایلند، تلوبزیون است که دارای شبکه های کابلی و ماهواره ای است و حدود ۸۰ درصد مردم این کشور آن را به عنوان منبع خبری خود استفاده می کنند.

در عرصه مطبوعات، بالاترین تیراژ روزنامه در جنوب شرق آسیا، متعلق به تایلند است و مطبوعات این کشور برخلاف تلویزیون، کمتر تحت نظارت دولت هستند. به جز یک روزنامه که در چیانگ مای منتشر می شود، تمامی روزنامه ها در بانکوک چاپ شده و از آنجا به سراسر کشور پخش می شوند. جهت گیری سیاسی روزنامه های تایلند نیز با توجه به جنبش دموکراسی دهه هفتاد تعیین می شود و آمار دقیقی از تیراژ واقعی آنها در دسترس نیست.

روزنامه های تایلند در سال های اخیر بیشتر چند زبانه شده اند ولی عمدتا تایلندی، انگلیسی و چینی هستند. روزنامه های انگلیسی که در تایلند منتشر می شوند به ترتیب میزان تیراژ شامل
بانکوک پست ، نیشن و اینترنشنال هرالد تریبون هستند.

اینترنت در کشور تایلند از آزادترین رسانه ها به شمار می رود و وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات آن تنها برخی سایت های مربوط به ناآرامی های جنوب تایلند را فیلتر می کند.
 
 
 
نوشته شده توسط مصطفی در 16:7 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم بهمن 1388

به من بگو چرا؟

 

چرا خسته مي شويم ؟
خستگي بدن را مي توان نوعي مسموميت آن دانست .
عضلات به هنگام كار ، اسيدلاكتيك توليد مي كنند و اين خود باعث خستگي آنها مي شود . اگر بتوانيم اين اسيد را از عضو خسته بيرون بكشيم ، آن عضو دوباره نيروي كار كردن پيدا مي كند.
در جريان كارهاي روزانه ، بدن به وسيله ( اسيد لاكتيك ) مسموم مي شود .
در بدن مواد ديگري نيز بر اثر فعاليت عضلات پديد مي آيند كه آنها را زهرا به خستگي مي خوانند . خون اين مواد را در بدن انسان حمل مي كند ، و با خود به نقاط مختلف آن مي رساند .
از اينرو تنها عضلات نيستند كه احساس خستگي مي كنند ، بلكه تمام بدن ، به ويژه مغز ، همه وهمه دچار خستگي مي شوند .
دانشمندان آزمايش جالبي درباره خستگي انجام داده اند :
هرگاه خون سگي را كه كاملا سر حال است ، به سگي خسته كه از پا افتاده و مي خواهد بخوابد تزريق كنند ، فوري خستگي اش برطرف مي شود . برعكس ، اگر خون سگي خسته را به سگي ديگر تزريق كنند ، او نيز احساس تشنگي مي كند و خواب را بر هر چيز ديگر ترجيح مي دهد .
خستگي تنها يك عمل شيميايي نيست ، بلكه عملي بيولوژيك نيز مي باشد . به هنگام خستگي نبايد بدن را به كار واداريم ، بلكه بايد خود را رها كنيم و بگذاريم سلولها كاملا استراحت كنند . بدينوسيله ، اعضاي خسته خود را از آسيب خستگي رها مي سازيم . سلولهاي عصبي مغز نيز مجددا نيرو مي گيرند و بدن را آماده كار مجدد مي سازند .
خواب هميشه براي انسان لازم است . خواب وسيله اي است كه به بدن خسته ، بار ديگر نيرو مي بخشد .
درباره خستگي بايد يك نكته جالب را خاطرنشان سازيم . آن اين كه ممكن است شخصي كه ساعتها پشت ميز خود كار كرده و خسته شده است براي رفع خستگي نخواهد دراز بكشد ، بلكه ترجيح بدهد اندكي به گردش بپردازد . يا هنگامي كه بچه ها از مدرسه مي آيند ، بجاي خواب و استراحت به بازي روي مي آورند و جست و خيز را به لم دادن و استراحت ترجيح مي دهند . آيا مي دانيد دليل اين كار چيست ؟
علت آن است كه گاهي فقط يك قسمت از بدن مانند دستها ، پاها ، چشمها و يا تنها مغز خسته مي شود . در اينصورت بهترين راه براي رفع خستگي به كار انداختن ساير قسمتهاي بدن است . چه فعاليت آنها باعث افزايش در تنفس مي شود . جريان خون نيز سريعتر شده ، غده ها بيشتر فعاليت مي كنند . در نتيجه مواد زائدي كه سبب ايجاد خستگي در بدن شده اند ، از قسمتهاي خسته آن دفع مي شوند .
اما اگر تمام بدن احساس خستگي كند ، بهترين چاره برايش همان خواب است .
 
 
 
چرا عرق مي كنيم ؟  
بدن انسان را مي توان به ( كوره ) اي تشبيه كرد .
غذايي كه ما مي خوريم سوخت بدن به شمار مي رود . بدن پيوسته غذا را مي سوزاند و بدينوسيله چرخ خود را به گردش در مي آورد . مصرف روزانه بدن حدود 2500 كالري بطور متوسط است .
حرارتي كه اينگونه در بدن بوجود مي آيد بقدري است كه مي تواند 25 ليتر آب را بجوش مي آورد .
اكنون ببنيم اين همه حرارت به كجا مي رود ؟
البته بدن داراي يك دستگاه كنترل حرارت است كه اگر وجود نداشت اندام ما بيشك تبديل به يك چيز بسيار داغي مي شد . از اين رو خوشبختانه گرماي بدن هرگز زياد بالا نمي رود مگر در حالت بيماري . گرماي بدن هميشه در حد متوسطي كه 37 درجه است ، باقي مي ماند .
يكي از وسايل تنظيم بدن ، همين عرق كردن است . براي تنظيم حرارت بدن ، مركزي در مغز وجود دارد كه شامل سه بخش مي باشد :
1 ـ بخش حرارت ( يا دستگاه گرم كننده )
2- بخش برودت ( يا دستگاه سرد كننده )
3- بخش كنترل ، كه حرارت و برودت بدن را تنظيم مي كند .
حال فرض كنيد ، درجه حرارت خون به عللي پايين آمده است . در اينصورت بخش حرارتي مغز به كار مي افتد و به سرغت كارهايي را انجام ميدهد . در اينجا غده هاي ويژه اي به منظور تامين سوخت ، مواد شيميايي خاصي را ترشح مي كند . عضلات و كبد كه به سوخت بيشتري نياز پيدا كرده اند ، آنها را فوري به مصرف مي رسانند . آنگاه بر اثر اين كارها فوري درجه حرارت بدن بالا ميرود و به سطح عاديش مي رسد .
اين فعاليت همه به دستور (( بخش حرارتي )) مغز صورت گرفته است .
اكنون عكس حالت بالا تصور كنيد . يعني وقتي درجه حرارت خون به عللي بالاتر از حد طبيعي مي رسد . در اينصورت بخش برودت مغز به كار افتاده ، باعث كندي عمل اكسايش در بدن مي شود .
به علاوه ، رگهاي پوست انبساط مي يابند تا بتوانند مقدار بيشتري گرما را به خارج بدن پخش و عرق بدن را نيز تبخير كنند . چون وقتي كه مايعي بخار مي شود ، با خود گرما را نيز به هوا مي برد . آيا هيچ توجه كرده ايد كه شما بعد از حمام احساس خنكي يا سرما مي كنيد . علت آنست كه روي پوست گرم ما آبي نشسته و با بخار آن حرارت نيز خارج مي شود واز اينرو به ما احساس سرما دست مي دهد . همينگونه عرق نيز براي خنك كردن بدن ، صورت مي گيرد و از منفذهاي پوست ما بيرون مي ريزد .
عرق مانند دوش در داخل بدن ، كار شستشو را انجام مي دهد . عرق به صورت مايعي كه از قطرات بسيار ريز پديد آمده ، در بدن ما جاري مي گردد .اين قطره هاي كوچك به سرعت بخار مي شوند و بدن را در موارد لازم خنك مي كنند .
در روزهاي مرطوب ، ما اندكي ناراحتيم ، زيرا آبهاي موجود در پوست بدنمان به آساني تبخير نمي شوند . در اين هنگام بادزن را به كار مي اندازيم ، زيرا بادزن رطوبت هوا را از ما دور مي كند و آنگاه بدنمان به راحتي مي تواند عرق كند .
نوشته شده توسط مصطفی در 10:6 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ششم بهمن 1388

شعر نو

 

 یلدا

 

کنار من نشسته ای رام و من

عاشقانه تو را نگام میکنم

ز خود میپرسم در هر نفس

خدایا! آیا من اشتباه میکنم

 

-به برگ برگ خاطراتم که مینگرم

تویی یاد آور عطر سکوت وگل داوودی

تویی سنبل عشقی از دست رفته

اما مثل آسمان قلبم ابری و یاقوتی!

 

-به چشمان کهرباییت میدوزم نگاه

نه توان رفتن دارم نه ماندن

آرزویم شده در هر لحظه...

خط آشنای نگاهت را خواندن!

 

-یادم آمد که روزی کنار آب روان

گفتی مرا از ته دل میخواهی

عریان شد احسان در چشمانمان

تو پرسیدی: کنار من میمانی؟

 

-من! چه میخواهم ز تو میدانی؟

درس وفا و نیکی و رسم مردانگی

تو! چه خواستی ز من یادت هست؟

آری! پاکی و عشق و جاودانگی

 

آن شب من بودمو تو و میلاد و یک نتیجه

اولین شب رویایی ما شب یلدا بود!

تمام امید و آرزوهامان در دست

پر نور روشن فردا بود!

 

-ما از طولانی ترین شب و سیاهی

به زیباترین سپیده و صبح رسیدیم

ما تا وقت رسیدن سحر بارها

بر تن رویاهای ناب خویشتن خزیدیم!

 

-کنون که در کنار من نشسته ای

بگیر دستانم تا عشقمان نشود تباه!

بدان ای منجی تنهایی قلب خسته ام

نمی خواهم روزی کارم شود افسوس و آه~

 

-من بهار عشق پاک و بی تزویر خود را

با وجود پاییزی تو آمیختم

با دستان گرم و ناجی و عصیانگرم

خورشید عشق را بر آسمان قلب تو آویختم!

 

-تو هم اکنون برای من ای مرد

گرم و باقی و پاک باش چون آفتاب

مبر ز یاد سوگندهایی که خوردی

قلب عاشق و پر حرارتم را دریاب

 

                                                            یلدا پسر

 

بي ادعا

 

-فرياد بزن اي عابر

كه تو هم روزي ز من ميگذري

بردار بزن اي عابر

تو سكوتي كه به آن مينگري

 

-در صدايت بغض درديست

از سكوت و بي پناهي

در نگاهت دست سرديست

از من و از اين جدايي

 

-با صدايت مرا ميهمان كن

در شب سرد بي انتهايي

در نگاهت مرا ميزبان كن

به جشن گرم دلستاني!

 

-مرا با خود ببر به اوج آسمانها

اي كه تو همچون بهاري

دلم را با خود ببر به کهکشانها

ای که تو ساده و بی ادعایی

 

-جاده ها ساز به آواز

که به قلبت راه یابم

در سکوتم نغمه ها ساز به آغاز

تا تو را از تو بیابم!

 

-شبم را دوباره نور باران کن

تا که من عاشق بمانم

دلم را دوباره سر گردان کن

تا زغم غافل بمانم

 

-صدایت را زنجیر کن

بتابان آنرا به قلبم

نگاهت را شمشیر کن

ببران با آن دو چشمم

 

-بتابان در شبم با صدایت

خورشید را

برقصان در تبم به آوازت

شعله ها را

 

-مرا با خود ببر به اوج آسمانها

ای که تو همچون بهاری

دلم را با خود ببر تا کهکشانها

ای که تو ساده و بی ادعایی... 

 

                                                 سروده: مریم زندی

 

حضرت دوست

 

-ما همه ز خاک بر آمده ایم رو به آسمان

ریشه هامان از یک گیاه واحد است

نام این گل عاشق که ما را آفرید

گل همیشه جاودان خالق است!

 

-او هم باغ است و هم دست باغبان

او سرور است و سرو سامان

شکر اگر دردی ز مهرش به ما داد

که درد چه ارزد معنی درمان!

 

-بی نصیب از درد نیست کسی در این جهان

حکمت را باید یافت در این میان

همچو پرستو باید به کوچ رفت بارها

تا بیابیش باید رها کرد جان و آشیان

 

-دیده را ز نگار باید شست به اشک

تا عیان شود نقش آن آسمانی

به زلالی نور و آب و آیینه ها قسم

گر بیابیش داری عمری جاودانی!

 

-گر در داستانها نامی از مجنون شنیدی

که سخت دلداده معشوقه اش بود

بدان از حسن روی حضرت دوست

تنها روزنی در وجود محبوبه اش بود!

 

-ما ز چه در بند زمین و آسمانیم

بهتر این است هر دم را نادر بدانیم

سوگند که گر شعله ای از وجودش را ببینم

پروانه وار عاشقانه آتش بخواهیم!!

 

                                                        سروده: مریم زندی

 

بازیگر

دوباره بازیچه شدم توی تئاتر زندگی
تو این نمایشنامه دل شکسته شد به سادگی
نقش ِ نبودن واسه تو
نقش ِ شکستن واسه من
صندلی خالی از تو شد
ای بی صدا حرفی بزن
پیاده تا نبودنت رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی بغض ِ یه بازیگر شدم
پیاده تا نبودنت رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی بغض ِ یه بازیگر شدم
دنیای ِ ما کاغذی بود٬ فقط دکور بود و همین
گلوله های برفیمون آب نشدن روی زمین
قصه به آخرش رسید٬ تکرار ِ تلخ خواهشم
تو صحنه بی تو حالا من٬ غمگین ترین نمایشم
پیاده تا نبودنت رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی بغض ِ یه بازیگر شدم

 

بن بست

آره اشک به چشم تو خیلی میاد
انگار احساس منم غمگینه
شاید این معجزه باشه ...شاید...
روی خورشید داره بارون میشینه
حرف بزن بگو پشت این نگاه...
پشت این گریه ها... چی پنهونه
اگه تلخه... اگه ناگفتنیه
راز این سکوت رو کی میدونه
همه ترانه هام... خاطره هام...
حتی زندگیم... از اسم تو پره
اگه راهیم باشه...بدون تو
به خط بن بست میخوره
همه ترانه هام ...خاطره هام...
حتی زندگیم... از اسم تو پره
اگه راهیم باشه...بدون تو
به خط بن بست میخوره
حس میکنم حرف نگاهت
میگه این قصه تمومه
دارم حس میکنم انگار
یه دوراهی پیش رومه
دست گریه هاتو رو کن
نذار تو برزخ بمونم
بگو سرنوشت عشقم...
چی شده میخوام بدونم...میخوام بدونم

 

میبخشمت

میبخشمت با عشق، میبخشمت با اشک
میسپارمت دست این راه بی‌ برگشت
میبخشمت وقتی‌ تو گریه گم میشی‌
با تو یکی‌ میشم وقتی‌ که شب برگرده
تقدیر ما این بود ‌ای آخرین همدم
یک روزم شده یک عمر دور از هم
یک روزم شده یک عمر دور از هم
دور از هم...
ما تو حسار هم هرگز نمیگنجیم
میبخشمت تا شبم بغض طوفان
میبخشمت اما، اما مثل یک بیگانه
پاییز این تقدیر‌ ای آخرین همدم
یک روزم شده یک عمر دور از هم
یک روزم شده یک عمر دور از هم
یک روزم شده ولی‌ یک عمر دور از هم
آخه بگو چرا عشق من؟!
بگو چرا عشق من؟!
پاییز این تقدیر‌ای آخرین همدم
یک روزم شده یک عمر دور از هم
یک روزم شده یک عمر دور از هم

 

شوک

یه روز برفی از پیشم رفتی
با چشات گفتی دوباره
واست بهارم دل و میزارم
این تنها یادگاره
عشق تو شوک بود به قلب خستم
ببین که بی تو شکستم
نکنه بمیرم تو رو نبینم یخ کنه دستای خستم
هنوزم آرزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه
عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود
عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود
همیشه پاییز وقتی تو نباشی
قلبم بی تو این جا میگیره
بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا
نمیتونه جا تو بگیره
کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم
تا پیشم بمونی عزیزم
بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم
هنوزم آرزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه
هنوزم آرزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه
همیشه پاییز وقتی تو نباشی
قلبم بی تو این جا میگیره
بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا
نمیتونه جا تو بگیره
کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم
تا پیشم بمونی عزیزم
بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم
هنوزم ارزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه
کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه

 

تاج ترانه

دیگه هیچ فرقی نداره زنده بودن
توجنون لحظه های بی پناهی
نمیخوام بارون بباره روی شیشه
تو دقیقه های تلخ بی قراری
بزار دستاتو بگیرم
تا کنار تو بمیرم
وقتی آسمون غریب است

تنها عشق تو را دارم
توهجوم بی پناهی
تو ببین شکسته بالم
پره از تقویم پاییز
بی غرور وبی ستاره
بزار آسمون بباره
زنده کن تاج ترانه

می خوام آفتابی بشم یه شب تو رویا
زخم خستگیمو مرحم کنم اینجا
من میخوام از موج دریا صدف بچینم
عطر احساس رو توقلب تو ببینم
عزیزم
وقتی آسمون غریب است
تنها عشق تو را دارم
توهجوم بی پناهی
تو ببین شکسته بالم
پره از تقویم پاییز
بی غرور وبی ستاره
بزار آسمون بباره
زنده کن تاج ترانه
 

یادمه

یادمه روزی که رفتی‌ دل تنهاییمو بردی
منو با غروب سردت به غریبها سپردی
یادمه.....
یادمه.....
روی آخرین نوشتم، موند رد پایه اشکات
میسوزونه کاغذ هام واژه های داغ حرفات
تو با رفتنت شکستی حرمت موندنو سوختنو
منو هم صدایی شب، تو و یه غربت روش
یادمه روزی که رفتی‌ دل تنهاییمو بردی
یادمه.....
یادمه.....
منو با غروب سردت به غریبها سپردی
یادمه.....
یادمه.....
رفتنو رفتنو رفتن، خواب آدمای دربند
یاد آخرین نگاهت، طرح خیسی از یه ریشخند
یادمه روزی که رفتی‌ دل تنهاییمو بردی
یادمه.....
یادمه.....
منو با غروب سردت به غریبها سپردی
یادمه.....
یادمه.....
یادمه روزی که رفتی‌ دل تنهاییمو بردی
یادمه.....
یادمه.....
منو با غروب سردت به غریبها سپردی
یادمه.....
یادمه.....


 

شنیدم در زمان خسرو پرویز         گرفتند آدمی را توی تبریز !

به جرم نقض قانون اساسی           و بعضی گفتمانهای سیاسی   

ولی آن مرد دور اندیش از پیش         قرار را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی                به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش       بدان باشد درست و بی غل وغش

اگر بارنگ قرمز بود خودکار        بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش از فشار بازجویی ست      سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد      گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با هالو مآبی               نوشته شوهرش با خط آبی

عزیزم عشق من حالت چطور است؟      بگو بی بنده احوالتچطور است؟ 

اگر از ما برسی خوب بشنو      ملالی نیست غیر از دوری تو !

من اینجا راحتم کیفور کیفور      بساط عیش و عشرت جور وا جور

در اینجا سینما و باشگاه است         غذا آجیل میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شورق و باطوم       تماما شایعاتی هست موهوم

هر انکس گوید اینجا چوب دار است      بدان اینهم دروغی شاخدار است

در اینجا استرس جایی ندارد           درفش و دلغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟        کجا سلولهای انفرادی ست؟

همه اینجا رفیق و دوست هستیم      چو گردو داخل یک پوست هستیم

در اینجا بازجویی اصلا نداریم      شکنجه اعتراف اصلا نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم         روشهای بدیع و بکر داریم

عزیزم جان من خوب است اینجا       گذشت عمر مطلوباست اینجا

کسی را هیچ کاری با کسی نسیت       نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تماما بیست اینجا        فقط ! خودکار قرمز نیست اینجا!! 

 

                                                    دست خطی از عشق

 

 

                        

به نام خدایی که عاشق عشق است

 
تو چشات باید شنا کرد مث دریا
تو رو خوب باید شناخت مث زیبا


شعر تو باید طلا کرد مث پاییز
شبتو باید دراز کرد مث یلدا


تو نگات می‌شه سفر کرد مث مجنون
دلو می شه در به در کرد مث لیلا


عشق تو رنگ همون بوته یاسه
که همش قد می‌کشه زود می ره بالا


تو مقدس و زلالی مث سوگند
روشن و غرق امیدی مث فردا


تو سفیدی مث برفای زمستون
تو وسیعی ، مثل جنگل ، مث صحرا


قبله اول و آخرم چشاته
چه کنارم باشی ، چه اونور دنیا


مث سمفونی ، مث نت ، پر رازی
مث برف اول ژانویه ، زیبا


رفتنت یه طعمیه شبیه مردن
موندنت یه رنگیه شبیه رویا


تو رو به خدا قسم دیگه سفر ، نه
لا اقل اگه می‌ری نرو تو تنها ....

 

 

اولین روز دبستان باز گرد               کودکی ها شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی                  بر سوار اسب های چوبکی

 خاطرات کودکی زیباترند                            یادگاران کهن ماناترند

درس های سال اول ساده بود              آب را بابا به سارا داده بود

 درس پند آموز روباه و خروس             روبه مکار و دزد و چاپلوس

 روز مهمانی کوکب خانم است          سفره پر از بوی نان گندم است

 کاکلی گنجشکک با هوش بود             فیل نادانی برایش موش بود

 با وجود سوز و سرمای شدید          ریز علی پیراهن از تن میدرید

 تا درون نیمکت جا میشدیم              ما پر از تصمیم کبری میشدیم

 پاک کن هایی ز پاکی داشتیم            یک تراش سرخ لاکی داشتیم

 کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت           دوشمان از حلقه هایش درد داشت

 گرمی دستانمان از آه بود                   برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

 مانده در گوشم صدایی چون تگرگ          خش خش جاروی بابا روی برگ

 همکلاسی های من یادم کنید                باز هم در کوچه فریادم کنید

 همکلاسی های درد و رنج و کار          بچه های جامه های وصله دار

 بچه های دکه سیگار سرد                  کودکان کوچک اما مرد مرد

 کاش هرگز زنگ تفریحی نبود              جمع بودن بود و تفریحی نبود

 کاش میشد باز کوچک میشدیم             لا اقل یک روز کودک میشدیم

 یاد آن آموزگار ساده پوش                یاد آن کچ ها که بودش روی دوش

 ای معلم نام و هم یادت به خیر                 یاد درس آب و بابایت به خیر

 ای دبستانی ترین احساس من           باز گرد این مشقهای من را خط بزن

 

                   

  •            

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفی در 12:19 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم آبان 1388

زيارتگاه پارس بانو

 

 اي پير با مهر و صفا،الگوي پاكي و وفا

رنجيده ازجور و جفا،در جستجويت آمدم

اي پارس بانوخسته ام غمگين ودل شكسته ام 

برلطف تو دل بسته ام،من درحضورت آمدم

اي بانوي ايران زمين اي خفته در اين سرزمين   

برحلقه اش همچون نگين،درزرع جويت آمدم

خاتون بانوها تويي، آواره ام  مأوا  تويي

درمان و داروها تويي ،اينك به كويت آمدم

اندر دل اين كوهها ماندي غريب اي آشنا      

هستي غريبان را پناه زين رو به سويت آمدم

نیایشگاه «پارس بانو»، «بانوی پارس» یا «پیربانو» در 120 کیلومتری شمال غربی یزد (54 کیلومتری اردکان)، در جنوب عقدا و درون دره­ای به نام «زرجو»(زرجوع) واقع شده است.

روستای  زرجوع  در مسیر یک دره­ی باریک قرار گرفته و کوه­های اطراف آن پوشیده از درختان بادام و انجیرکوهی است.
بنای اصلی نیایشگاه که در کنار یک رودخانه­ی فصلی ساخته شده است، به صورت گنبدی از کاشی کاری­هایی به رنگ سبز و با نماد «سرو» شکل گرفته است.

در دامنه­ی مجاور نیایشگاه، خیله­هایی ساخته شده تا خانواده­ها در زمان ویژه­ی زیارت پیر پارس بانو که به مدت 5 روز ادامه دارد، برای سکونت موقت از آن­ها استفاده کنند.

از روز مهر تا روز ورهرام از ماه تیر یعنی 13 تا 17 تیر ماه،  همه ساله زرتشتیان با برپایی آیین های دینی و سنتی در این زیارتگاه گرد هم می آیند.

در باورهای مردم، این نیایشگاه جایگاه جان باختن و ناپدید گشتن شهبانوی پارس (دختر یزدگرد ساسانی) بنام «خاتون بانو» بوده است و شهبانو در خواب نابینایی نمایان شده و پس از شفای چشمان وی از او می­خواهد تا بنای نیایشگاه را بنیان نهد. 

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفی در 15:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم آبان 1388

سفر به شیر کوه

 

 

صعود به قله شیر کوه یزد

تاریخ حرکت  سه شنبه ۲۱/۰۷/۱۳۸۸ ساعت حرکت ۲۰:۵۵  ایستگاه راه آهن تهران قطار میثاق یزد

تقریبا ساعت 7 صبح رسیدیم ایستگاه راه آهن یزد طبق برنامه آقای زارع راننده یزدی منتظر ما بود بدون  وقفه به سمت ده بالا حرکت کردیم بین راه مقداری نان و وسایل مورد نیاز خریداری شد ساعت 8:30 رسیدیم ده بالا با صرف مختصر صبحانه ای به سمت قله حرکت کردیم. ساعت 10. اول راه بچه ها به خاطر خستگی راه کمی کند حرکت میکردند طبق پیش بینی که بچه ها کرده بودند 4 ساعته به پناهگاه میرسیم که پیش بینیه درستی بود. قبل از ما بچه های بنر عباس تو پناهگاه بودند اول فکر کردیم که برای خوابیدن به مشکل بر میخوریم ولی شانس با ما بود گروه بندریها برای استراحت به یزد رفتند. پس از رسیدن به پناه گاه یه ته بندیه کوچیک و به سمت قله حرکت کردیم رفت و برگشت به قله 3 ساعت و نیم طول کشید.

برنامه فردا بازدید از روستای چم و دخمه این روستا بود که بعد از بازدید برای استحمام به میدان مارکار رفتیم و بعد هم به روستای زرجوع و زیارت پارس بانو.       

 

ده بالا

قله شير کوه

دره نجيب

قله برفخانه از پناهگاه شير کوه

نوشته شده توسط مصطفی در 15:7 |  لینک ثابت   •